ضيّعها هلك ، و لست اتوسّل اليك بفضل نافلة مع كثير ما اغفلت من وظائف فروضك ، و تعدّيت عن مقامات حدودك ، الى حرمات انتهكتها ، و كبائر ذنوب اجترحتها ، كانت عافيتك لى من فضائحها سترا ، و هذا مقام من استحيا لنفسه منك ، و سخط عليها و رضى عنك ، فتلقّاك بنفس خاشعة ، و رقبة خاضعة ، و ظهر مثقل من الخطايا ، واقفا بين الرّغبة اليك ، و الرّهبة منك ، و انت اولى من رجاه ، و احقّ من خشيه و اتّقاه ، فاعطنى يا ربّ ما رجوت ، و آمنّي ما حذرت ، و عد علىّ بعائدة رحمتك ، انّك اكرم المسئولين .
[ خداوندا مرا امر كردى و من ترك نمودم ، و مرا باز داشتى و من مرتكب شدم ، و انديشههاى ناپاك ، خطاها را در نظرم آرايش داد پس در انجام وظيفه كوتاهى كردم ، نه روزى را گواه روزهام مىگيرم ، و نه با بيدارى شبى ( به تو ) پناه مىجويم ، و تو به سبب احياء سنتى در آن بر من ثنا نگويى ، سواى آن واجباتت كه هر كس تباهش سازد هلاك شود ، و نيز با فضل هيچ مستحبى به تو متوسل نگشتم با اينكه از بيشتر وظائف واجب غفلت ورزيدهام ، و از مرزهايى كه معين نمودهاى تجاوز نموده ، پرده حرامها را دريدم ، و به گناهان بزرگى دست آلودم ، كه عافيت تو پوششى برايم از رسواييهاى اينها بوده است .
و اينجا جايگاه كسى است كه بخاطر خودش از تو خجالت مىكشد ، و بر خويش خشم گرفته و از تو خشنود است ، پس با نفسى خاشع و گردنى خاضع و پشتى سنگين از خطاها در مقابلت قرار گرفته ، و ميان دو حالت گرايش به تو و هراس از تو ايستاده و تو از همه كس كه بايد به او اميد بست سزاوارترى ، و از هر كس كه بايد از او ترس و پرهيز داشت شايستهترى ، پروردگارا پس آنچه را اميدوارم به من ببخش ، و از آنچه در حذرم مرا ايمنى ده ، و با بهرهاى از رحمتت به من رو كن ، كه تو گرامىترين درخواستشدگانى ] .
اللّهمّ و اذ سترتنى بعفوك ، و تغمّدتنى بفضلك في دار الفناء
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى) — صفحة 417
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٤١٧