طرد و راندن است ، و مفعول له قذف است ، و معنى آن اينكه : مىاندازند شهب « 1 » را از هر جانب به جهت رانده شدن تا مطرود گردند و رانده و ممنوع شوند . و مىتواند بود كه
« دُحُوراً »
مفعول مطلق بوده باشد از غير باب خود بنا بر قرب معنى آن به قذف ، چه معنى طرد و قذف نزديك به هماند مثل « قعدت جلوسا » .
« وَ لَهُمْ عَذابٌ واصِبٌ »
و « وصب » در اصل لغت به معنى دوام چيزيست با شدّت و سختى ، يعنى : مر شياطين راست در آخرت عذاب دائم شديد .
« إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ »
. استثنا از فاعل
« يَسَّمَّعُونَ »
است ، يعنى : شياطين را قوّت استماع كلام ملائكه نيست مگر آنكه در ربايند ربودنى ، يعنى بدزدند سخنى را از ملائكه دزديدنى .
« فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ ثاقِبٌ »
يعنى : از پى در آيد و متابعت او كند شهاب از جهت سوزانيدن مرجوم ، كه گويا كه آن شهاب به روشنى خود سوراخ مىكند هوا را ، و لهذا متّصف به لفظ
« ثاقِبٌ »
شده . و مراد به شهاب چيزيست كه نمودار مىشود در آسمان مثل كوكبى كه فرو افتد به سوى زمين .
مترجم گويد : « چنانچه مصنّف - قدّس سره - در حاشيه اشاره به آن نموده است مىتواند بود كه كوكبى كه مىافتد بعض از كواكب صغيره باشد كه بنا بر نهايت دورى نمودار نباشند ؛ و مىتواند بود كه از كواكبى باشد كه نمودار باشند كه چون به سوى زمين افتد حق - سبحانه - على الفور به قدرت بالغهء خود عوض آن كوكب خلق كند ؛ و از اينست كه من غير انتقاص مرئى است - و اللَّه أعلم بحقيقة الحال » .
و امّا آنچه طبيعيّون كه عبارت از ارباب علم طبيعى باشند از روى تخمين و حدث دوربين گفتهاند كه : شهاب بخاريست كه از كرهء ارض به جانب بالا ميل نموده متصاعد مىشود ، و چون به كرهء آتش مىرسد بنا بر دهنيّتى يعنى چربى كه در
هامش
( 1 ) جمع شهاب است ، و معنى آن به زودى خواهد آمد .