موردش محال نيست اصلا براى وجودش مبدأى ديگر ، وجود نداشته باشد « 1 » و آن ، دورترين مبدأ ؛ « مبدأ الاقصى » براى وجود ساير موجودات است . در مورد اين مبدأ آنچه در اختيار ماست ، تنها مبادى علم ما به اوست . از ساير اجناس موجودات ، جنسهايى هم هستند كه تمامى اين چهارتا را دارا مىباشند و برخى نيز هستند كه غير ممكن نيست كه فقط سهتا از اين مبادى را داشته باشند و آن ، جنسى است كه ممكن نيست برايش قايل به مبدأى از ميان اين مبادى شويم .
هدف علوم
6 . هر علمى از علوم كه مقصودش تنها شناخت موجودات معقول است ، قصدش اولا ايجاد يقين نسبت به وجود تمام چيزهايى است كه جنس ، شامل آن مىشود - آن جنس [ ى ] كه علم انواع ذيل آن مقصود است - سپس ايجاد يقين نسبت به مبادى وجود ، در مورد آن انواعى در ذيل جنس كه داراى مبادى هستند و دست يافتن كامل به تعداد مبادى كه در آن وجود دارد . پس اگر مبادى كه براى آن پيدا شد چهارتا بود ، تمام آنها را برشمرديم و به بعضى دون بعضى اكتفا نكرديم و اگر در يك شئ هر چهار مبدأ نبود ، مىبايد به اندازهاى كه داراى اين مبادى است در جستجوى آنها بود ، چه سه مبدأ در آن شى وجود داشته باشد ، يا دوتا يا يكى . سپس نبايد در همين حد
هامش
( 1 ) . فارابى خداى متعال را در مفهوم وجود با ساير موجودات مشترك گرفته ، قايل به جنس وجود براى خدا و غير او شده ، خدا و غير را از انواع ذيل جنس موجود مىداند .
مترجم .