براهين ناشى از آن معلومات پايه ، براهين « لم » آن چيز خاص ناميده مىشود . اين در وقتى است كه همراه با علم به اينكه ، آيا آن چيز خاص موجود است ، به اين علم كه چرا آن چيز موجود است نيز مىرسيم . [ علم افادهء دو معنا مىكند ؛ ( هل الشىء موجود و لم هو موجود ) ] و در صورتى كه معلومات داراى آن شرايط و خصوصيات ، در مورد جنس خاصى از موجودات ، سبب علم ما به وجود آنچه جنس شامل آن مىشود گرديد ، بدون آنكه سبب وجود چيزى از آنها « 1 » شود ، در آن جنس مبادى تعليم غير از مبادى وجود است و براهينى كه از آن معلومات ناشى مىشود ، براهين « هل » آن چيز و براهين « انّ » [ ى ] آن محسوب مىشود نه براهين « لم » .
مبدأ الاقصى
5 . مبادى وجود چهارتا است : الف ) چه چيز ( ما ذا ) ، ب ) به وسيلهء چه چيز ( بما ذا ) ، ج ) اينكه وجود شئ چگونه است ( كيف وجود الشى ) مقصود از اين همان قبلى است ، د ) وجود آن از چه چيز است ( عما ذا وجوده ) و وجود آن براى چيست ( لماذا وجوده ) . بايد توجه داشت اينكه مىگوييم وجود آن از چه چيز است ( عما ذا وجوده ) ، گاهى دلالت بر مبادى فاعلى مىكند و گاهى دلالت بر مواد ، با اين بيان ، مبادى و اسباب وجود چهارتا مىشوند .
از جمله جنسهاى مختلف موجودات ، جنسى است كه در
هامش
( 1 ) . ضمير آنها به امورى راجع است كه جنس شامل آنها مىشود . مترجم .