ندارد ، زيرا ولايت آنها از چيزهايى است كه انبياء به إعلام آن مبعوث شدهاند و حجتهاى خداوند و اوصياء آنها به آشنا ساختن مردم به آن ، مأمور بودهاند ، چنان كه در تفسير اين آيه آمده است :
وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنا
( از پيامبرانى كه پيش از تو فرستاديم بپرس ! « 49 » ) .
بلكه اين چيزى است كه خداوند از همان « عهد الست » پيمان آن را گرفته است ، چنان كه در تفسير اين آيه آمده است :
« خداوند از بنى آدم پيش از تولّد پيمان گرفت و آنها را گواه بر خودشان گردانيد « به آنها گفت : » آيا من پروردگار شما نيستم ؟ گفتند : بلى « 50 » » .
هامش
- السمطين ( زرندى حنفى ) ص 109 ، تذكرة الخواص ( سبط بن جوزى حنفى ) ص 17 ، ينابيع المودهء ( قندوزى حنفى ) ص 112 ، 114 ، 270 و 295 ط اسلامبول ، المناقب ( خوارزمى حنفى ) ص 195 ، الصواعق المحرقهء ( ابن حجر شافعى ) ص 89 ط الميمنيهء مصر ، روح المعانى ( آلوسى ) در تفسير همين آيه و فرائد السمطين ( حموينى ) ج 1 ص 79 .
( 49 ) سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 45 .
- رجوع كنيد به شواهد التنزيل ( حاكم حسكانى حنفى ) ج 2 ص 156 ح 855 ، 856 و 857 ، المناقب ( خوارزمى حنفى ) ص 220 ، ترجمة الامام على بن أبي طالب از تاريخ ( ابن عساكر شافعى ) ج 2 ص 97 ح 599 و فرائد السمطين ( حموينى ) ج 1 ص 81 .
( 50 ) سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 172 .
- رجوع كنيد به الاكليل ( سيوطى ) ص 89 ط مصر ، تفسير ( فرات بن ابراهيم كوفى ) ص 48 و احقاق الحق ( تسترى ) ج 3 ص 307 ط 1 تهران .