و آيا « ولايت آنها » از امانتى نيست كه خداوند فرموده است : « ما امانت را بر آسمانها ، زمين و كوهها عرضه داشتيم همه از بر دوش گرفتن آن ابا ورزيدند و از تحمّل آن وحشت كردند ولى انسان آن را پذيرفت . انسان ( در مقام آزمايش و اداء امانت ) بسيار ستمگر و جاهل است . « 42 » » ؟
و مگر نه اينست كه « ولايت آنها » همان « سلم » است كه خداوند ، امر به دخول در آن نموده است ؟ آنجا كه مىفرمايد : « اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! همگى در « سلم » « صلح و آشتى » درآئيد و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد « 43 » » ؟
مگر « ولايت آنها همان « نعيم » نيست كه خداوند فرموده از آن بازخواست مىشويد :
ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ
« 44 » ؟
مگر پيامبر ( ص ) مأمور رساندن و تبليغ ولايت آنها نشد ؟ و مگر نه اينست كه در اين مورد آنچنان خداوند بر او سخت گرفت كه شبيه
هامش
( 42 ) سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 72 .
- رجوع كنيد به تفسير صافى ( فيض كاشانى ) ج 2 ص 369 ، تفسير ( على بن ابراهيم قمى ) ج 2 ص 198 و غاية المرام ( علامهء بحرانى ) ص 396 ط ايران .
( 43 ) سورهء بقره ( 2 ) آيهء 208 .
- رجوع كنيد به ينابيع المودهء ( قندوزى حنفى ) ص 111 ط اسلامبول .
( 44 ) سورهء تكاثر ( 102 ) آيهء 8 .
- رجوع كنيد به شواهد التنزيل ( حاكم حسكانى حنفى ) ج 2 ص 368 ح 1150 ، 1151 و 1152 و ينابيع المودهء ( قندوزى حنفى ) ص 111 ط اسلامبول .