« على ( ع ) » گريه كرد ، پيامبر ( ص ) به او فرمود : « آيا راضى نيستى تو نسبت به من همچون « هارون » نسبت به موسى باشى ؟ با اين تفاوت كه پيامبرى پس از من نيست . سزاوار نيست كه من بروم جز اينكه تو « خليفه » و جانشين من باشى . »
« ابن عباس » اضافه كرد : پيامبر ( ص ) به او فرمود : « تو ولىّ تمام مؤمنان پس از من خواهى بود » و نيز اضافه نمود كه آن حضرت فرمود : « من كنت مولاه فانّ عليّا مولاه » « 422 » .
2 - احتجاج امام حسن و امام حسين ( عليهما السّلام )
2 - تعداد زيادى از « بنى هاشم » در آن زمان ، امثال اين « احتجاجات » را داشتهاند حتّى « حسن بن على ( ع ) » هنگامى كه « ابو بكر » روى منبر رسول خدا ( ص ) بود ، پيش او آمد و گفت : از جاى پدرم پايين بيا ! « 423 » « حسين ( ع ) » نيز چنين جريانى به هنگامى كه « عمر » بر منبر بود ، با او داشته است « 424 » .
هامش
( 422 ) تمام اين حديث را - با ذكر مدارك - قبلا ذكر نموديم . به پانوشت 94 و متن آن مراجعه كنيد !
( 423 ) ابو بكر گفت : سوگند به خدا ! راست گفتى ؛ اين ، جاى پدر تو است .
در اين باره رجوع كنيد به الصواعق المحرقهء ( ابن حجر ) ص 105 ط الميمنيهء مصر ، شرح نهج البلاغهء ( ابن ابى الحديد ) ج 6 ص 42 - 43 ط مصر با تحقيق محمد ابو الفضل ، الرسول الأعظم مع خلفائه ( . . . ) ص 35 ط بيروت و الاتحاف بحبّ الاشراف ( شبراوى ) ص 7 .
( 424 ) عمر گفت : منبر پدر تو است نه منبر پدر من .
- در اين باره ، رجوع كنيد به الصواعق المحرقهء ( ابن حجر ) ص 105 ط الميمنيهء مصر .