بزرگترين فردشان در حلم ، و محكمترين آنها در يقين ؛
بيشتر از همهء آنان سختى كشيد ؛ و از همه نيكوتر از آزمايش بيرون آمد ؛
فضل و منقبت او از همه وافرتر ، و سوابقش از همهء آنان گرامىتر و ارزشمندتر ؛
از همهشان به اسلام بااحاطهتر ، و به رسول خدا نزديكتر ؛
از همهء مسلمانان از نظر هدايت ، اخلاق و رفتار ، و سمت و جهت به پيامبر شبيهتر ؛
و از زاويهء عمل ، سخن . . . و سكوت . . . از همه . . . نمونهتر بود .
آنها خوب مىدانستند . . . امّا اغراض و خواستههاى شخصى . . . از هر دليلى پيش آنها مقدّمتر بود .
بنابراين ، چه جاى شگفتى است اگر رأيشان در « امامت » را بر « نصّ غدير » مقدّم دارند ؟
و آيا « نصّ غدير » غير از يكى از همان « صدها حديث » است كه آن را « تأويل » نمودهاند تا آن را « فداى رأى خود » سازند و مصالح خويش را بر آنها مقدّم دارند ؟
در حالى كه پيامبر ( ص ) فرموده بود : « من در بين شما چيزى قرار مىدهم كه اگر به آن متمسّك شويد هرگز گمراه نخواهيد شد : كتاب خدا ، عترتم
المراجعات ( گفت و شنودهاى مذهبى حق جو و حق شناس ) ( فارسى ) — صفحة 348
مساهمون: السيد عبد الحسين شرف الدين
ص٣٤٨