عامر سفله را بر شما اميرى مى دهند كه هر يك از ايشان در مجلس خود چنين و چنان مى گويند و مال خدا را مى گيرند و مى گويند در آن مورد گناهى بر ما نيست . گويى ميراث پدر خود را دريافت داشته است . و اين چگونه ممكن است ، كه آن اموال خداوند است كه در پناه شمشيرها و نيزههاى ما به ما ارزانى فرموده است . اينك اى بندگان خدا با اين قوم ستمگر جنگ كنيد ، كسانى كه به غير از آنچه خداوند نازل فرموده است حكم مى كنند و در جنگ با ايشان سرزنش سرزنش كننده شما را از كار باز ندارند .
اگر آنان بر شما چيره شوند دين و دنياى شما را بر شما تباه مى سازند ، آنان كسانى هستند كه شناخته و آزمودهايد . و به خدا سوگند ايشان از اجتماع خويش براى جنگ با شما جز شر و بدى اراده نكردهاند . و از خداى بزرگ براى خودم و شما طلب آمرزش مى كنم .
نصر مى گويد : عمرو بن عاص رجز زير را سرود و براى على فرستاد : « اى ابا حسن پس از آن ديگر از ما در امان نخواهى بود كه ما كار جنگ را همچون ريسمان محكم و استوار خواهيم داشت . . . » گويد : مردى از شاعران عراق او را چنين پاسخ داد : « بنگريد و در جنگ خود با ابا حسن بر حذر باشيد . او شير است و پدر دو شير بچه كه بايد از او بر حذر بود و سخت زيرك است . . . » .
نصر گويد : عمرو بن شمر ، از جابر ، از شعبى براى ما نقل كرد كه نخستين دو سوار كارى كه در آن روز - يعنى هفتم صفر كه از روزهاى سخت و جنگهاى پر خطر صفين بود - روياروى شدند ، حجر نيك سيرت همان حجر بن عدى يار امير المومنين على بن ابى طالب عليه السلام است و حجر بد سرشت پسر عموى اوست كه از ياران معاويه است و هر دو از قبيله كندهاند . آن دو نخست با نيزه به يكديگر حمله كردند و در اين هنگام مردى از قبيله اسد كه نامش خزيمه بود از لشكر معاويه بيرون آمد و با نيزه خود به حجر بن عدى ضربتى زد . ياران على -
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 81
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٨١