تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
بى انباز نيست . و گواهى دادن به اين كلمه مايه رستگارى در زندگى و هنگام مرگ است و روز جز اخلاص در آن است . و گواهى مى دهم كه محمد ( ص ) بنده و فرستاده خدا و پيامبر برگزيده و امام هدايت است ، سلام و درود خدا بر او باد ، و سپس تقدير خداوند بر اين بود كه ما و همكيشان ما را در اين سرزمين جمع و روياروى قرار دهد و خدا مىداند كه من اين را خوش نمى دارم ، ولى آنان به ما اجازه ندادند آب دهان خويش را فرو بريم و ما را به حال خود رها نكردند كه بر احوال خود بنگريم و به معاد خويش بينديشيم و كار را به آنجا كشاندند كه ميان ما و در حريم و مركز ما فرود آمدند . و ما مى دانيم كه ميان اين قوم خردمندان بردبار همراه سفلگانى از فرومايه‌اند ، كه از سفلگان ايشان بر زنان و فرزندان خود در امان نيستيم . ما دوست مى داشتيم كه با همكيشان خود جنگ نكنيم اما ما را بيرون كشاندند و كارها چنان شد كه بايد فردا براى غيرت و حميت با آنان جنگ كنيم . ما از خداييم و به سوى او بازگشت كنندگانيم و سپاس خداوند پروردگار جهانيان را ، همانا سوگند به كسى كه محمد را به رسالت فرستاده است ، من دوست مى دارم كه كاش يك سال پيش مرده بودم ولى خداوند هر گاه كارى را اراده كند بندگان نتوانند آن را باز دارند . بنابراين از خداى بزرگ مدد مى جوييم ، و براى خود و شما از پيشگاه خدا آمرزش مى خواهم . نصر گويد : عمرو ، از ابى روق همدانى نقل مى كرد كه يزيد بن قيس ارحبى در صفين عراقيان را به جنگ تحريض كرد و چنين گفت : همانا مسلمان واقعى كسى است كه دين و انديشه‌اش سالم باشد و همانا به خدا سوگند اين قوم با ما براى آن جنگ نمى كنند كه بخواهند دينى را كه ، به پندار ايشان ، ما تباه ساخته‌ايم بر پا دارند يا حقى را كه ، به انديشه ياوهء ايشان ، ما از ميان برده‌ايم زنده كنند ، جز بر سر اين دنيا و جهاندارى با ما جنگ نمى كنند آن هم براى اينكه پادشاهانى سركش و ستمگر باشند و اگر بر شما پيروز شوند كه خدايشان هرگز پيروزى و شادى بهره نفرمايد در آن صورت كسانى چون سعيد و وليد و عبد الله بن -