تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
آب بياشامد و همين كه بوى آدمى احساس مى كرد مى گريخت . سرانجام تشنگى او را درمانده كرد كنار آبشخور آمد و چندان نوشيد كه سنگين شد آنان به تعقيب او پرداختند . عبد الله بن ابى ربيعه مى گويد : خود را به او رساندم و او را گرفتم . او مى گفت : رهايم كن اگر مرا بگيرى و نگهدارى خواهم مرد . عبيد الله مى گويد : من او را همچنان نگه داشتم و او هماندم در دست من مرد . او را به خاك سپردند و برگشتند . چنين نقل كرده‌اند كه موهاى او تمام بدنش را پوشانده بوده است . عمرو عاص ضمن شعرى از سوء قصد عماره نسبت به همسرش و كارى كه او انجام داده ياد كرده و چنين سروده است : « اى عماره ، بدان كه از زشت ترين كارها براى مرد اين است كه پسر عموى خود را ناپسرى خويش قرار دهد . . . »

كار عمرو بن عاص با جعفر بن ابى طالب در حبشه

اما موضوع رفتن عمرو عاص به حبشه را براى آنكه نسبت به جعفر بن - ابى طالب و مهاجران مومن پيش نجاشى حيله سازى كند هر كس كه در سيره تأليف كرده آورده است . از جمله محمد بن اسحاق در كتاب المغازى خود چنين مى گويد : محمد بن مسلم بن عبد الله بن شهاب زهرى از ابو بكر بن عبد الرحمان بن حارث بن - هشام مخزومى از ام سلمه دختر ابى امية بن مغيره مخزومى ، همسر محترم رسول خدا ( ص ) برايم نقل كرد كه چنين مى گفته است : چون به سرزمين حبشه مسكن گزيديم با بهترين همسايه ، يعنى نجاشى همسايه شديم ، بر دين خود ايمنى يافتيم و خدا را عبادت مى كرديم بدون آنكه آزارى را كه در مكه مى ديديم ببينيم و هيچ سخن كه ناخوش داشته باشيم نمى شنيديم و چون اين خبر به قريش رسيد رايزنى كردند تا دو تن از مردان چابك و نيرومند خود را در مورد ما پيش نجاشى گسيل دارند و براى او از چيزهاى طرفه مكه هدايايى بفرستند . نجاشى را پوستهاى دباغى شده بسيار خوش مى آمد ، قرشى ها