تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
مصلحت ديد . گفت : آرى عمرو هر چند محكم و استوار آهنگ همان چيزى را دارد كه گفت ، ولى براى ما تفسير نكرد كه سزاوار است چگونه رفتار كنيم عمرو گفت : من اينك به تو اشاره مى كنم كه چه بايد بكنى : عقيده من اين است كه لشكرى گسيل دارى كه بر ايشان مردى با تدبير و برنده باشد و به مصر رود و در آن پيشروى كند ، در آن حال به زودى مصريانى كه با ما هم عقيده باشند به ما مى پيوندند و او را يارى مى دهند و اگر سپاه تو و پيروانت در مصر با يكديگر بر دشمنان تو متفق شوند اميدوارم كه خداوند ترا يارى دهد و پيروزى ترا آشكار سازد . معاويه گفت : آيا پيشنهاد ديگرى ندارى كه غير از اين باشد و آن را در مورد خود و ايشان عمل كنيم گفت : نه چيزى نمى دانم . معاويه گفت : من عقيده ديگرى جز اين دارم ، چنين معتقدم كه با پيروان و دشمنان خودمان مكاتبه كنيم ، به پيروان خود دستور دهيم تا بر كار خودشان پايدار باشند و رفتن خود را پيش آنان مژده دهيم و دشمنان خود را به صلح دعوت كنيم و به سپاسگزارى خود اميدوار سازيم و از جنگ خود آنان را بيم دهيم ، بدينگونه اگر بدون جنگ آنچه دوست داريم فراهم شود چه بهتر و گرنه پس از آن مى توانيم با آنان جنگ كنيم . اى پسر عاص ، تو مردى هستى كه براى تو در شتاب و عجله فرخندگى است و حال آنكه براى من در درنگ و مدارا فرخندگى است . عمرو گفت : به آنچه خداوندت ارائه فرمايد عمل كن . به خدا سوگند ، من نمى بينم كه كار تو و ايشان به جنگ نينجامد . گويد : در اين هنگام براى مسلمه بن مخلد انصارى و معاوية بن حديج كندى كه قبلا با على مخالفت كرده بودند چنين نوشت : اما بعد ، همانا كه خداى عز و جل شما را براى كار بزرگى برگزيده است كه به آن وسيله پاداش شما را بزرگ و درجه و مرتبهء شما را ميان مسلمانان بلند قرار دهد . شما به خونخواهى خليفه مظلوم قيام كرده‌ايد و براى خاطر خدا به هنگامى كه حكم قرآن متروك مانده و رها شده است خشم گرفته‌ايد و با اهل ستم و جور جهاد كرده‌ايد . اينك شما را به رضوان خدا مژده باد و به يارى دادن سريع دوستان خدا و و مواسات با شما در كار اين جهانى و سلطنت ما تا آنجا كه شما را خشنود گرداند و حق شما را به شما برساند . اكنون در كار خود استوار باشيد و با دشمن خود جهاد كنيد و كسانى را كه بر شما پشت كرده‌اند به هدايت فراخوانيد ، گويى لشكر بر سر