تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
خوددارى مى كنم . قيس بن سعد بن عباده مردى با انديشه و دور انديش بود ، به كسانى كه كناره گرفته بودند پيام فرستاد كه شما را مجبور به بيعت نمى كنم و شما را به حال خود رها مى سازم و با شما مدارا مى كنم و دست از شما باز مى دارم و با آنان و مسلمه بن - مخلد مدارا كرد و به گردآورى خراج پرداخت . و هيچكس با او ستيز نكرد . ابراهيم ثقفى مى گويد : على عليه السلام به جنگ جمل رفت در حالى كه قيس حاكم مصر بود و چون از بصره به كوفه برگشت قيس همچنان بر مصر حكومت مى كرد و وجود او بيش از همهء مردم بر معاويه گران مى آمد ، زيرا مصر و توابع آن به شام نزديك است و معاويه بيم داشت كه مبادا على ( ع ) همراه مردم عراق و قيس هم با مردم مصر بر او حمله كنند و او ميان آن دو [ به دام ] افتند ، لذا معاويه پيش از آن كه على عليه السلام از كوفه به صفين حركت كند براى قيس بن سعد بن عبادة چنين نوشت : از معاوية بن ابى سفيان ، به قيس بن سعد . سلام بر تو باد همراه تو خداوندى را كه خدايى جز او نيست مى ستايم . اما بعد ، همانا اگر شورش شما بر عثمان به سبب بدعتى بود كه ديديد و يا تازيانه‌يى كه زده بود و يا به خاطر آنكه مردى را دشنام داد و ديگرى را نكوهش كرد و يا اينكه نوجوانان خاندان خود را به كارگزارى مى گماشت ، خود نيكو مى دانستيد كه ريختن خونش روا نيست و آن كار براى شما جايز نمى باشد ، ولى مرتكب گناهى بزرگ شديد و كارى سخت ناستوده انجام داديد . اينك اى قيس اگر از كسانى بوده‌اى كه مردم را بر كشتن او جمع كرده و كشيده‌اى ، به سوى خدا توبه كن كه توبه پيش از مرگ ممكن است كارساز باشد . اما در مورد سالار تو [ على عليه السلام ] يقين پيدا كرده‌ايم كه او مردم را وادار و تحريك به كشتن عثمان كرده است و سرانجام او را كشتند . و همانا بيشتر قوم تو از خون عثمان بر كنار نيستند . اينك اى قيس اگر مى توانى در زمرهء كسانى باشى كه خونخواه عثمان باشند چنان كن و در اين كار از ما بر ضد على پيروى كن . اگر من پيروز شوم تا هنگامى كه زنده باشم حكومت « دو عراق » براى تو و حكومت حجاز نيز براى هر يك از افراد خانواده‌ات كه دوست داشته باشى خواهد بود و افزون از اين هم