و نه از جان بود . و نيز گويند از جان بود . چنان كه گفت :
كانَ مِنَ الْجِنِّ
« 1 » . و بعضى گفتهاند از فريشتگان بود ، چنان كه گفت قوله تعالى :
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ ] b 2 [ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى
« 2 » . او را استثنا كرد از جملهء فريشتگان ، اگر از ايشان نبودى اين امر درست نيامدى بر وى و لازم نشدى . چون گفت ما فريشتگان را فرموديم كه آدم را سجده كنند دليل است كه او از فريشتگان بود . و بعضى گفتند كه فريشته نبود زيرا كه خداى تعالى او را از آتش آفريد و فريشتگان را از نور صافى ، چنان كه ازو حكايت كرده است :
خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ
« 3 » . و اين نيز حجت نبود زيرا كه خداى را تعالى فريشتگان هستند كه از آتش آفريده است . اگر از جملهء فريشتگان بود يا نبود ، بارى ، از خلق آسمان بود و با فريشتگان عبادت همىكردى ، چنان كه آمده است كه در هفت آسمان جاى نمانده بود كه طاعت نكرده بود ، و سه هزار سال شاگردى رضوان كرده بود خازن بهشت . « 4 »
قتاده و مقاتل گويند در تفسير اين آيت كه حق تعالى گفته است :
كانَ مِنَ الْجِنِّ
« 5 » . اى من خزنة الجنة واصله من الجنان .
و در جمله قصهء او چنان بود كه هفتصد هزار فريشته در خيل او بودند و وى سالار و مهتر ايشان بود ، به آسمان هفتم عبادت همىكرد هشت هزار سال ، از سابق « 6 » علم در وى رسيد ، و باد شقاوت بوزيد تا گفت اى بار خدايا در آسمان هفتم عبادت كردم دستورى ده تا با آسمان ششم روم و عبادت كنم . همچنين فروتر همىخواست . اگر سعادت با وى بودى بلندتر خواستى « 7 » گفتى بجهانى برتر
هامش
( 1 ) - الكهف 50
( 2 ) - البقرة 34
( 3 ) - الاعراف 12
( 4 ) - كه خازن بهشت است
( 5 ) - الكهف 50
( 6 ) - آن سابق
( 7 ) - همچنين فروترى همىخواست اگر سعادت با وى بودى برترى خواستى