تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 7

مساهمون:

ص٧
روم . پس دستورى خواست به آسمان ششم آمد و آنجا بيستاد ، هشت هزار سال عبادت كرد ، و به آسمان پنجم و چهارم و سيم و دوم و نخستين همچنين هشت هزار سال عبادت كرد . پس به زمين نگريست و زمين را جن بن الجان داشته بودند و مدت ايشان بسر آمده و عاصى شده . ابليس گفت يا رب زمين را
] a 3 [
به من ده تا با فريشتگان آنجا عبادت كنيم . زمين بوى داد . هشت هزار سال ديگر عبادت كرد بر زمين . ابليس گفت از خداى تعالى بخواهيم تا ما را اينجا بگذارد كه اين زمين خوش است . دل در زمين نهادند عزل پديد آمد ايشان را . ملك تعالى گفت :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
« 1 » . در زمين من خليفتى خواهم آفريدن . ايشان غمگين شدند . پس گفتند ، قوله تعالى :
أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ
« 1 » گفتند : زمين كسى را دهى و كسى آفرينى كه فساد كنند و خون ريزند .
وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ
« 1 » . و ما تسبيح و عبادت كنيم . ملك تعالى گفت :
إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
« 1 » . گفت من بهتر دانم كه حكيمم . من آن دانم كه شما ندانيد . در اين سؤالها است و جوابها و نكتها . يك سؤال آنست كه فريشتگان آدم و آدمى را نديده بودند بچه معنى گفتند كه ايشان فساد كنند و خون ريزند ؟ جواب - ايشان آدم را نديده بودند ليكن جن بن الجان را ديده بودند . معصيت ايشان را اطلاع « 2 » كردند كه اين خليفه كه آفريند همچون ايشان عاصى خواهد بودن نه مطيع همچون ما . جواب ديگر معنى آنست كه طبع زمين را دانستند كه كشنده است بمعصيتها ، و خداى را تعالى خزينهء رحمت و مغفرت بسيار است ، و ايشان از اهل رحمت و
هامش
( 1 ) - البقرة 30 ( 2 ) - استطلاع
قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 7 | ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري