تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
پس روى بعلماى بنى اسرايل كرد و ايشان را ملامت كرد و گفت نه شما را وصيت كرده بودم كه ايشان را
] b 001 [
بر دين و شريعت نگاه داريد ؟
بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي مِنْ بَعْدِي
« 1 » گفت بد خليفتى كرديد مرا . آنگاه قصد هرون كرد . قوله تعالى :
وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ
« 1 » . هارون گفت يا موسى مرا گناه نبود .
يَا بْنَ أُمَّ لا تَأْخُذْ بِلِحْيَتِي وَ لا بِرَأْسِي
« 2 » . گفت يا پسر مادر من ، با من اين چنين مكن ، من از ميان اين قوم نرفتم زيرا كه ترسيدم از ملامت تو كه گفتى كه ميان بنى اسرايل جدايى افكندى ، و سخن من گوش نداشتى ، قوله تعالى :
خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنِي إِسْرائِيلَ
« 3 » . و جاى ديگر گفت يا پسر مادر من با من اين چنين مكن كه اين قوم مرا ضعيف كردند كه بسيار بودند و اگر من باز داشتمى بيم بودى كه مرا هلاك كردندى . قوله تعالى :
إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي
، « 4 » تا آنجا كه گفت دشمنانرا به من شادكام مكن ، و مرا در ملامت با اين ظالمان برابر مكن . موسى را رحم آمد بر برادر خويش ، و شفقت برد « 5 » و گفت ، يا رب مرا و برادر مرا مگير و بيامرز . قوله تعالى :
رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِأَخِي
. « 6 » سؤال - چه حكمت بود كه هارون نگفت يا برادر من و گفت يا پسر مادر من ؟ جواب - زيرا كه هارون موسى را برادر مادرى بود نه پدرى . ديگر معنى آن بود كه موسى را رحم و شفقت آيد ، چه مادر بر فرزند مشفق‌تر بود ، مادر را ياد كرد . سؤال - موسى عليه السّلم بر قوم خشم گرفت او را ملامت و عقوبت نيامد ، و يونس را ملامت آمد و زندان .
هامش
( 1 ) - الاعراف 149 ( 2 ) - طه 94 ( 3 ) - طه 94 ( 4 ) - الاعراف 150 ( 5 ) - كرد ( 6 ) - الاعراف 151
قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 218 | ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري