تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
كرد و گفت : يا عباد اللّه ابشروا فان اللّه قد اهلك عدوّكم فى البحر . ايشان با يكديگر گفتند كه ما آواز شنيديم ليكن چه دانيم كه چه بود . موسى بحقيقت مىگويد يا از بهر دلخوشى ما
] a 09 [
مىگويد . پس گفتند يا موسى اگر ملك تعالى دشمن ما را هلاك كرد ما خواهيم معاينه ببينيم تا ايمن گرديم ، و يقين بدانيم ، و دشمن خويش را بكام خويش ببينيم . جبريل آمد عليه السّلم و گفت يا موسى ملك تعالى دشمن‌داران « 1 » بنى اسرايل را هلاك كرد . موسى گفت يا مردمان اينك جبريل آمد و خبر داد كه ملك تعالى دشمنان ما را هلاك كرد . ايشان گفتند كه تا به چشم خويش نبينيم دل ما خوش نگردد . جبريل موسى را گفت بازگرد و قوم را بازگردان كه ايشان ترسيده شده‌اند . پس همه بازگشتند ، رسيدند تا لب دريا ، آب ديدند صعب ، و آن طاقها شكسته . گفتند ما اين آب همى بينيم ليكن چه دانيم كه دشمن ما در اينجا هلاك شده است يا نه ، بود كه براهى ديگر بازگشته باشند و از پس ما آيند و ما را هلاك كنند . اگر ايشان هلاك شده‌اند بايستى كه ما ازيشان اثرى بديديمى . چنان خواهيم تا تو از خداى تعالى درخواهى تا ايشان را بما نمايد . موسى دعا كرد و فرمان آمد كه : موسى عصا بر آب زن . موسى عصا بر آب زد . همه مردگان - از آدمى و ستور - بر روى آب آمدند تا بنى اسرايل ايشان را بديدند و بشناختند . قوله تعالى :
وَ أَنْجَيْنا مُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ .
« 2 »
ثُمَّ أَغْرَقْنا بَعْدُ الْباقِينَ .
« 3 » قوله تعالى :
ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ
« 4 » . در قصّه چنين آمده است كه چون فرعون و قومش غرق شدند ، جبريل آنجا حاضر بود ، [ فرعون ] گفت :
آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ ،
هامش
( 1 ) - در هر دو نسخه ( 2 ) - الشعراء 65 ( 3 ) - الشعراء 66 ( 4 ) - الشعراء 123