بيرون
] b 88 [
آمد .
و موسى عليه السّلم آهستهآهسته مىرفت . قوله تعالى :
وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ
« 1 » . پس موسى نرمنرم مىرفت كه با بنى اسرايل بنها « 2 » گران بود و ستوران با بار ، هرگونه مىرفتند . بعضى گويند هفت شبان روز رفته بودند كه فرعون سپاه گرد كرد ، چنان كه حق تعالى خبر داد :
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ
« 3 » . پس فرعون لعين بفرستاد و حشم گرد كرد بنواحى مصر . قوله تعالى :
إِنَّ هؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ . وَ إِنَّهُمْ لَنا لَغائِظُونَ
« 4 » گفت ايشان گروهىاند اندك كه ما را دشمناند و ما همه جمله ، نزديك ايشان رويم و همه را هلاك كنيم .
پس همه بيرون آمدند از شهر و نواحيها جملهء قبطيان ، سلطان و رعيت بشتافتند . و موسى هفت شبان روز با بنى اسرايل رفته بودند ، و ايشان به دو روز برفتند تا نزديك رسيدند با ايشان .
بنى اسرايل گرد لشكر فرعون بديدند ، گفتند يا موسى هلاك از ما برآمد و تو ما را هلاك كردى . قوله تعالى :
فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ
« 5 » . موسى گفت مترسيد كه خداى تعالى با منست :
كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ .
« 6 »
پس موسى عليه السّلم و بنى اسرايل بشتافتند تا آنگاه كه پيش آب ديدند و از پس لشكر ، همه بانگ كردند كه يا موسى هلاك كردى ما را . جبريل عليه السّلم آمد و گفت يا موسى حق تعالى نجات و برهان تو درين عصا كرده است . عصا بر آب زن تا صنع صانع بينى . چنان كه ملك تعالى خبر داده است :
هامش
( 1 ) - الشعرا 52
( 2 ) - بنه
( 3 ) - الشعراء 53
( 4 ) - الشعراء 55 - 54
( 5 ) - الشعراء 61
( 6 ) - الشعراء 62