تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
پس موسى عليه السّلم منادى فرمود ميان بنى اسرايل كه جمله شويد تا سخن
] b 19 [
موسى بشنويد . جمله شدند . موسى بفرمود تا جاى بلند بساختند . موسى بر آنجا شد و مجلس كرد و آن نخستين مجلس بود كه موسى كرد مر بنى اسرايل را ، و خداى را تعالى ثنا كرد و او را بستود به پاكى و عظمت و يگانگى و قدرت ، و بر انبياء گذشته عليهم السّلم درود داد ، فضلها و نعمتهاء ملك تعالى ياد كرد و برشمرد بريشان ، و سيرت پدران ايشان - يعنى ابراهيم و اسحق و يعقوب و اولاد ايشان - همه ياد كرد ، و ايشان را از بت پرستيدن نهى كرد ، و بتان را و بت‌پرستان را بنكوهيد . چنان كه ملك تعالى خبر داد :
إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ . إِنَّ هؤُلاءِ
( يعنى الاصنام )
مُتَبَّرٌ ما هُمْ فِيهِ وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
« 1 » . هلاك شدنىاند و بدوزخ گرفتار آمدنى ، و اين بت پرستيدن باطلست و آنچه ميكنند . و گفت :
أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلهاً
؟ اى مىخواهيد كه چيزى را مىپرستيد كه هيچ چيز را به كار نيايد .
وَ هُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ
« 2 » . و او مر شما را فضل داده است و گزيده بر عالميان . پس بنى اسرايل هرچه پيران بودند و اهل صلاح همه بگرستند ، و از موسى عذرها خواستند و گفتند يا موسى دعا كن تا خداى تعالى ما را هلاك نكند ، و عقوبت نكند ، و بطاقت ما ما را فرمانى فرمايد تا آن بجاى آريم تا از ما خشنود گردد . موسى عليه السّلم دعا كرد جبريل عليه السّلم [ گفت ] كه يا موسى بنى اسرايل را بشام بر ، و آنجا دهيست « 3 » مستقر كنيد . موسى ايشان را برداشت و آنجا برد . چون آنجا رسيدند امر آمد از حق تعالى كه يا موسى چون خواهند بدان ديه درآيند بگوى تا سجده
] a 29 [
كنند ، و بگوى تا عذر خواهند و توبه
هامش
( 1 ) - الاعراف 138 - 139 ( 2 ) - الاعراف 140 ( 3 ) - ديهى
قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 200 | ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري