تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
سؤال - چه حكمت بود كه يمين گفت يسار نگفت ؟ جواب - گوئيم اليمين افضل من اليسار . و ديگر اگر گفتى در دست تو چيست موسى را شك افتادى كه در كدام دست مىگويد ، نخواست تا برو مشكل گردد ، بيان كرد . موسى گفت اين عصاى منست :
قالَ هِيَ عَصايَ .
الاية « 1 » . سؤال - حق تعالى مىدانست كه موسى در دست چه دارد . چرا پرسيد ؟ جواب - از بهر آنكه تا موسى بسخن گفتن گستاخ گردد و نترسد . و ديگر از بهر آن سؤال كرد تا عاصيان امت را معلوم شود كه روز قيامت سؤال بود هرچند كه خود مىداند كه چه كردند بپرسد . آن‌گاه بفضل عفو كند و بيامرزد . پس امر آمد كه يا موسى در دست چه دارى ؟ موسى گفت عصاى
] b 17 [
منست . گفت از دست بيفگن . بيفكند ، مار گشت . موسى بگريخت . فرمان آمد كه يا موسى گفتى از آن منست ، چرا از چيز خويش مىگريزى « 2 » و كسى از چيز خود نترسد و نگريزد . و در اينجا تنبيه است جهانيان را تا كسى نگويد كه اين چيز از آن منست . بل كه همه مر خداى راست جلّ جلاله . هرگونه كه خواهد مىگرداند . ديگر [ اگر بگويد ] كه مال و خانه از آن منست نبايد كه مال مار گردد كه حق خداى نداده باشى . سؤال - چه حكمت بود كه موسى از عصا بترسيد و ابرهيم از آتش نترسيد ؟ جواب - زيرا كه آتش افروختن از فعل نمرود بود و پيغامبران از فعل
هامش
( 1 ) - طه 18 ( 2 ) - چرا از چيزى كه از آن تست مىگريزى
قصص الانبياء ( فارسى ) — صفحة 161 | ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري