رنج بردى غصّه خوردى در طريق دين حقّ * حلّ كردى با تأنّى هر معمّا يا على
حقّ تو بعد از رسول پاك و اطهر غصب شد * با جفاى مشتى از خواهان دنيا يا على
بر وجودى چون تو ديگر مادران روزگار * جملگى هستند در آفاق ، نازا يا على
جان ما با مهر رويت عهد و پيمان بسته است * چون توئى در حلقهء ما حكم فرما يا على
مىنشيند بر قلوب ، از درج كامت وعظ و پند * در بها بالاتر از مرجان دريا يا على
بر گشودى از ره باب كرامت ، بر همه * سفرهء احسان وجود و خوان يغما يا على
اهل فقر و فاقه را اشباع كردى بىدريغ * روز و شب هنگام حاجت بىتمنّا يا على
گر چه موسى طور سينا رفت عمرش چند بار * با نمازى رفتى هر شب طور سينا يا على
جرم تو جرم عدالت بود و بسط عدل و داد * تا فرود آمد ترا شمشير اعدء يا على
چشم ( ناهى ) با رخ و حسن جمالت آشناست * سير هرگز مىنگردد از تماشا يا على
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 627
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٦٢٧