نامهء 21 از نامههاى آن بزرگوار نيز به زياد ابن ابيه است
( كه در آن او را باقتصاد و تواضع امر ميفرمايد . )
1 دور تر گردان ز خود ، اسراف و تبذير اى زياد * سهم تو افزون نخواهد شد ز تقدير ، اى زياد
زندگانى را رقم زن ، بر اساس اقتصاد * ( از تكاثر بر حذر باش و ز حجم ازدياد )
( از نياز تو نكاهد ثروت بيش از نياز * از زياديهاى مال و گنج بايد احتراز )
ياد فردا را همين امروز كردن بهتر است * بسكه فرداى ترا فرداى ديگر در براست )
هم ز دارائى به قدر احتياج ، امساك كن * خويش را قبل از قيامت ، از تعدّى پاك كن )
ثروتى كه مر ترا افزونتر آيد از نياز * ميفرست آن را بدار باقى خود پيشواز
بذل دار از راه احسان بر فقير و مستمند * دستگيرى كن ز درويشان و قشر دردمند )
آيا اميدوارى كه خداوند اجر فروتنان را بر تو اعطاء فرمايد ؟ حال آن كه در موقعيّت خود از گردكشانى ، زهى خيال خام
2 ( اجر مردان فروتن را خدا داند كه چيست * گر همى دانست اهل كبر ، از دل ميگريست )
مر ترا آيا دهند آن اجر و پاداش فزون * حال آنكه ، كبر ، غوغا مينمايد در درون ؟
پس اگر گردنكشى ، از اجر ايشان ديده بند * ( يا بجان خود پذيرا باش پند دل پسند )
آنكه غرق نعمت است و از ضعيفان بىخبر * ادّعايش بىاساس است از خداى دادگر
( اهل حاجت را ز حاجت ، در نياوردى بكام * بهر رفع حاجت ايشان ، نكردى اهتمام )
آرزومندى كه آيا بر تو بخشند آن مقام ؟ * كز براى اهل احسان است و اهل اهتمام