1 آن كسى در جامعه بر عفو و بخشش اجدر است * كاعتبار قدرتش افزون ، براى كيفر است
عفو و بخشش ( ناهيا ) فرعى براى قدرت است * زين جهت عفو از ضعيفان در محلّ فترت است
حكمت 50 قال عليه السّلام : ( در معنى جود و سخاوت )
باز مىآيد نسيم صبحگاهى از چمن * بر مشامم مىرساند بوى برگ ياسمن
باز فرمود آن امام مستطاب و خوش مآل * از سخا و جود و بخشش طرح و بحثى ايدهآل
1 جود و بخشش آن بود كه از اراده سر زند * در فراز شاخهء ايثار و رحمت بر زند
از تمنّى دور و از در خواست باشد دور تر * تا سخى را سازد از بذل و سخا مأجورتر « 1 »
گر سخاوت ( ناهيا ) از سائل است و خواستار * ظاهرا از ذمّ همنوعان گريز است و آشكار
حكمت 51 قال عليه السّلام : ( دربارهء پارهاى از صفات )
باز ، مولى از حقيقتها روايت مىكند * از صفات پاك انسانى حكايت مىكند
1 ( از سجايا و حمائد نام نيكو مىبرد ) * نيست يعنى بهر انسان بىنيازى ، چون خرد
( چون خرد ، راه سعادت را نمايان مىكند * ليل جهل سامرى را نور باران مىكند )
نيست فقرى همچو جهل و مرده ريگى « 2 » چون ادب * ( تا ادب دارى مرو دنبال آنها بىسبب )
( باز مىدارد ادب از هر پليدى شخص را * مىرساند از سياهى بر سپيدى شخص را )
هامش
( 1 ) مأجور اجرت گرفته
( 2 ) مرده ريگى ميراث