تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩

نامهء 79 از نامه‌هاى آن بزرگوار به سرداران لشكرها ، هنگاميكه بخلافت رسيد

( آنها را به پيروى از حقّ وا داشته و از باطل و نادرستى بر حذر فرموده ) اكنون عين عربى نامه را در ذيل مىآوريم . امّا بعد : فانّما اهلك من كان قبلكم انّهم منعوا النّاس الحقّ فاشتروه و اخذوهم بباطل فاقتدوه . بعد از ستايش خداوند و درود و تحيّت بر پيمبر گرامى ( ص ) تباه شدن و هلاكت پيشينيان شما بدان جهت بود كه مردم را از حقّ و حقيقت و راه هدايت باز داشتند و مردم هم نظر آنها را باور نمودند و اينكه آنها را بباطل كشاندند در عوض پذيرفتند و پيروى نمودند .
1 حمد بىحدّ و سپاس بىنهايت بر خدا * تهنيت‌ها و تحيّت‌ها به ختم الانبياء داعيه ، بر اينكه آمد قوم پيشين بر هلاك * منع موضوع هدايت بود در دست از ملاك حقّ مردم را گرفتند و به خود برداشتند * ( مال باد آورده را بر خود حلال انگاشتند ) ( خلق نيز ، آن را پذيرفتند و كردند اختيار * بر ستم رفتند روى سازگار ، زيربار )
وا اسف از مردمى كه آن گه كه ايشانرا بباطل سوق مىدهند اختيارا بر آن صحّه مىنهند و ابرام مىبخشند .
مىكشانيدند مردم را بباطل فوج فوج * مىپذيرفتند همچون قوم غافل فوج فوج مقتدى بودند بر آنها جماعت بىدريغ * ( ارج خود از دست دادند و فتادند از ستيغ )