رها كن ، آنچه را كه نمىشناسى ، و جانب احتياط نگهدار و انديشه را به كار بند .
گرد چيزى كه نمىدانى نگرد و دور باش * دست خوددار ، احتياط كارها را در معاش
چون ترا آيند ، بدكاران بعزم ناروا * با اقاويل كثير و بىشمارى از ريا
( با همان گفتارها گول و فريبت مىدهند * بند گمراهى و بدبختى بپايت مىنهند )
( با سبكمغزى اگر همرنگ باشى در هدف * سرنگونت مىنمايند ، آزمندان ، از شرف )
( حيلهء عمرو ابن عاص و ظنّ و رأى اهل شام * بيم آن دارد كه محجورت « 1 » نمايند از مرام )
( دور مانى در چنين صورت ز خير معنوى * خويش را افتاده مىيابى ز فيض اخروى )
آن كسى كه پند دانا را پذيرد مرحبا * خير خواهيهاى مولى را پذيرد مرحبا
( ناهيا ) هشيار بايد آنكه پندش ميدهند * ورنه چون ديوانه از زنجير بندش مىدهند
پايان نامهء 78
هامش
( 1 ) منع شدن كم خرد از مال خود