همّتى تا امن را در جاى سازيم استوار * پيش از آنكه كارها بر فتنه يابد انحصار
حقّ را در كار گيريم و بموضع برقرار * ( تا كه ماند راه و رسم زندگانى استوار )
ايشان ، در جواب منطق حقيقى ما گفتند
( آنچه بر ما عرضه مىداريد پويا نيستيم * آن مداوا را كه مىخواهيد جويا نيستيم )
پاى خود را بر ركاب كبر و نخوت مينهيم * فتنهء اين كار را با جنگ پاسخ مىدهيم
( نار فتنه ، شعلهور گشت و بپاشد كارزار * پايههاى شوم آن گرديد در جا استوار )
در پى سرپيچى از امر مطاع رهبرى * ( سايه زد بر فرق ايشان سرنوشت ديگرى )
آنگاه كه جنگ فراگير ، ما و ايشان را گزيد و چنگالهاى خود را بر ما و ايشان فرو برد ، سختى كار را ديدند و شكست را پذيرفتند .
جنگ چون در اين ميان بر پيكر ما چنگ برد * آن زمان ما را به خون آلود و ايشان را سترد
ما و ايشانرا در آن ميدان بدندان بر گرفت * ( گوئيا با چيره دستى ، طعمه از جان بر گرفت )
در چنين موقع پذيرفتند از ما آنچه ما * مىنموديم از سر انديشه ، آن را ادّعا
در قبال انهزام خويش و بخشى از شكست * خواستند از ما كه ما از جنگ بر دارسم دست
دعوت ايشان پذيرفتيم ، روى اضطرار * تا كه حجّت گشت ايشانرا چو خورشيد آشكار
( نور حقّانيّت ما بين ايشان جلوه زد * ماندگار آمد ميان خلق عالم مستند )
عذر ايشانرا پذيرفتيم ، روى التفات * ( تا كه عذر ما پذيرد ، كرگار كائنات )
( قصد ايشان ، جنگ با ما بود و رنج جان ما * ليك در ما محو بود اين آرمان نابجا )
( قتل عثمان بهر آنها حجّتى معقول نيست * ناسزا ، در ديدگاه اهل دل مقبول نيست )
( وحى منزل را بسر كردند و بر آن اتّكاء * تا مگر جان در امان دارند ، با اين ادّعاء )