خلق را در مورد حاجات و رفع احتياج * دور داريد از غضب ، جاى نشاط و ابتهاج
( محترم داريد در ايشان زمان كار را * رونق بازار توليد و جهان كار را )
بر رعيّت آنچه مطلوب است و او را دلپذير * ( با پذيرائى توان « 1 » بخشيد او را چشمگير )
در اخذ خراج ، از لوازم روز مرّهء زندگى ايشان صرف نظر نمائيد .
3 باج گيريد از رعيّت ، با روند اقتضاء * تا بجاى خود بماند ، راه و رسم ارتضاء
از لباس و نوكر و امثال اينها بگذريد * گاوهاى كشت و خرمن را به آنها بسپريد
( آنكه او اهل نياز است ، عفو داريد از خراج * رفع گردد تا از او ، در زندگانى احتياج )
بر كسى جائز نباشد سوط ، روى درهمى * ( گر زنيد و ناله بردارد ، بگريد عالمى )
دور باشد دستتان از دسترنج ديگران * سيّما « 2 » ، مال مسلمانان و پيمان بستگان
جز سلاح و مركبى كه دست دشمن مىدهند * ( با طرفدارى به زخم خصم مرهم مىنهند )
چون مسلمانرا سزاوارى ندارد اين مرام * ( كاختيارا بر عليه خود نمايد اهتمام )
مركب خود را بنادانى ، بدشمن بسپرد * ( تا بهنگام توانائى بخاكش بگذرد )
دشمن خود را توانائى رساند ، با سلاح * ( بلكه ما را ناگهان بر غم نشاند با سلاح )
اى خراجگيران : از پند دادن نفس خويش و از توانا ساختن دين خود ، امتناع نورزيد .
4 امتناع هرگز نورزيد از نصيحت بهر خويش * با كمك بر لشكر خود مىرود هر كار پيش
بر رعيّت يار باشيد و بنيكى خواستار * حسن سيرت را به جند خود نمائيد آشكار
دين خود را تقويت بخشيد بهر كردگار * ( چون رعيّت در شما دارند چشم انتظار )
بر شما آنچه سزاوار و لزوما واجب است * خود بجاى آريد ، كآن مرضات حق را موجب است
هامش
( 1 ) نيرو
( 2 ) على الخصوص