تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١

نامهء 51 از نامه‌هاى آن حضرت به كار گردانان خراج گير

( كه در آن عدم اجبار رعيّت كه منجر به فروش چيزى باشد كه بزيان اوست امر فرموده )
1 از علىّ ابن ابيطالب به اصحاب خراج * تا ستانند از رعيّت ، عادلانه سهم باج در قبال حمد افزون بر خداى ممكنات * صد تحيّت بر روان پاك ناب « 1 » كائنات هر كسى كه مىنترسد زانچه با آن روبروست * فاقد انديشهء مطلوب و افعال نكوست « 2 » ( گر بزعم خود ندارد بيم و خوفى از معاد * علّت آن نيست الّا نقص توش و نفى زاد ) بر زمستانش نچيد از كشت دنيا خوشه‌اى * ( لم يقدّم ) بهر نفس خويش زاد و توشه‌اى ( پس بدانيد اى عزيزان ، در عمل دقّت كنيد * بر رعيّت مهر ورزيد و به آن عادت كنيد ) آنچه بر انجام آن مأمور گشتيد اندكست * ليك اجر اخرويّه ، صد هزاران بر يك است نيست‌گر در آنچه ايزد نهى كرده از عقاب * ليكن اندر دوريش اجريست بيرون از حساب ( گيرم اينكه ترك واجب را جزا در كار نيست * اجر و مزد عامل آن ، قابل انكار نيست )
اى باجگيران : با رعيّت ، روى انصاف و مدارا رفتار نمائيد و در قضاى حوائج ايشان ، صبور و شكيبا باشيد .
2 ظلّ انصاف و مدارا بر سر مردم كشيد * ( غم ز مردم دور داريد و ز خدمت دم زنيد ) گر ز ايشان دود حاجتها شما را رنج داد * صبر بايد كرد با تدبير ، در اين امتداد چون شما خزّان مردم ، بر رعيّت سروريد * ( نان خود را هم ز بيت المال ايشان مىبريد ) همچنان بر مردم و امّت وكيل و داوريد * پيشوايان را سفيران رعيّت پروريد
هامش
( 1 ) خالص و چكيدهء زمان ( 2 ) منظور روز رستاخيز است