تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ نامه علوم قرآن ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥

1 . پيدايش و پيشرفت اين علم

اين علم نيز ريشه در قرآن دارد و سبب پيدايش آن را بايد در آياتى يافت كه خداوند به رسولش صلّى اللّه عليه و إله فرمان مىدهد تا ذكر و كلام الهى را بر مردم تبيين كند و اختلاف و ابهام آنها را بر طرف سازد : . . .
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
( نحل / 44 ) . . . و اين قرآن راى بر تو فرود آورديم ، تا براى مردم آنچه راى به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى ، و اميد كه آنان بينديشند ؛
وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
( نحل / 64 ) و ما [ اين ] كتاب راى بر تو نازل نكرديم ، مگر براى اين‌كه آن‌چه راى در آن اختلاف كرده‌اند ، براى آنان توضيح دهى ، و [ آن ] براى مردمى كه ايمان مىآورند ، رهنمود و رحمتى است . هرچند در آيات بيشترى روشن‌سازى آيات به خود خداوند نسبت يافته است كه - روشن است - واسطه اين امر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله است : . . .
وَ يُبَيِّنُ آياتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ
( بقره / 221 ) . . . و آيات خود را براى مردم روشن مىگرداند ، باشد كه متذكر شوند ؛ بقره / 242 و 266 ؛ آل عمران / 103 و . . . رسول گرامى صلّى اللّه عليه و إله علاوه بر آن‌كه قرآن را ابلاغ و قرائت مىفرمود ، موارد مبهم و مورد سؤال اصحاب را روشن مىساخت . اين موارد اندك بود زيرا اسلام در بيشتر عصر حيات رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله محدود به حجاز عربستان بود و قرآن به زبان عربى مبين بر قوم پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نازل گرديد و آيات زيادى در مورد خود آنها نازل شد و خود ، شأن نزول بسيارى از كلام الهى بودند . سيوطى موارد بسيارى از اين دست احاديث و روايات تفسيرى ياد شده از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را در پايان كتاب خود گرد آورده است « 1 » . اما با گسترش اسلام به ديگر قبايل عرب و سپرى شدن عصر نزول و اسلام آوردن مردم سرزمين‌هاى مجاور غير عرب و لزوم توجه بيشتر به قرآن و . . . كلمات و آيات بيشترى پرده ابهام بر خود كشيد . اين امر صحابيان و تابعان آگاه را بر آن داشت تا آستين همت بالا زنند و از كلام الهى ابهام زدايند . توضيح و تبيين اين بزرگان بيشتر مستند به نقل و روايت از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بود هرچند عارى از اظهارنظر شخصى نيز نبود . از قرن دوم اين مطالب در قالب آثارى با نام‌هاى « غريب القرآن » و « معانى القرآن » جلوه‌گر شد . از اواسط سدهء دوم ، برخى
هامش
( 1 ) . الإتقان ، 4 / 244 - 300 .