اصطلاحات اين علم ، چنين تعريف شده است :
« غريب القرآن » دانشى است كه دسته از كلماتى كه معناى آن براى تودهء مردم - و نه خواص - غريب و پوشيده مىنمايد ، گزارش مىكند . اين امر ( غرايب در معنى ) يا به خاطر استعمال لفظ در غير معنايى است كه براى آن وضع شده است و يا در مكانى معين به دليل ورود لفظ از مكانى غريب و ناشناخته است « 1 » .
« معانى القرآن » علمى است كه كلمات قرآن مجيد را از جنبههاى لغوى و اعرابى مورد بررسى قرار مىدهد و بيشتر واژههاى دشوارياب را تبيين مىكند هرچند در نگاه كلى ، آهنگ تفسير دارد .
« مفردات » علمى است كه معناى تكواژههاى دشوار و واژگان آيات الهى را بررسى مىكند . برخى از تأليفات اين علم از بيان مختصر كلمات ، فراتر رفته و چهره تفسيرى به خود گرفته است و علاوه بر ريشهيابى آن ، به آيات همگون توجه كرده و از سنجش آن آيات به معناى كلمه نزديك شده است . اما سيوطى ( 911 ق ) در علم مفردات قرآن ، برخى از خصوصيات آن مانند محكمترين ، حزنانگيزترين ، اميدبخشترين آيه را بحث كرده است « 2 » .
سه اصطلاح مذكور در مقام عمل ، بسيار به هم نزديك است .
« وجوه و نظائر » ، دانشى است كه در بخش وجوه آن ، كلمات مشترك و همساختار در معناى مختلف و در بخش نظائر آن ، واژگانى كه در همه و يا بيشتر كاربردهايش به يك معنى است ، مورد بررسى قرار مىگيرد ، هرچند برخى وجوه را در معنى و نظائر را در لفظ دانستهاند « 3 » .
« لغات قرآن » علمى است كه واژگان غير حجازى و نيز عربى و معرّب قرآن و معناى آنها را در آن لهجه و زبان غير عرب ، شناسايى و بررسى مىكند .
« مبهمات قرآن » دانشى است كه از اسمهاى مبهم و نامشخص اشخاص ، اماكن و اعداد قرآن ، ابهامزدايى مىكند . اين دانش بر نقل و روايت استوار است « 4 » .
« فرهنگهاى قرآنى » تأليفاتى غالبا جديد است كه كلام الهى را به اعتباراتى مانند معناى كلمات ، نوع كلمات ، ميزان و محل كاربرد ، موضوعات و . . . مورد بررسى قرار مىدهد .
هامش
( 1 ) . جرمى ، 197 - 199 .
( 2 ) . الاتقان ، نوع 74 ، 4 / 148 - 158 .
( 3 ) . زركشى ، 1 / 193 ؛ سيوطى ، الإتقان ، 2 / 144 .
( 4 ) . جرمى ، 238 - 239 .