بخش چهارم : اعراب قرآن
« اعراب قرآن » « 1 » از جمله علوم قرآن و « نحو » از علوم ادبى ، دو علمى است كه قرآن مجيد انگيزه پيدايش و پيشرفت آن دو شده است . در آغاز ، اين دو علم ، يك علم به شمار مىرفت و به قرآن محدود بود . در ادامه ، برخى اين اختصاص را پاس داشتند و تأليفات خود را به اعراب قرآن نامبردار ساختند و برخى ، زبان و گفتار عرب را به آن افزودند و علم نحو را سامان دادند .
واژه اعراب به معناى فصيح سخن گفتن ؛ آشكارا گفتن ، آشكار كردن ، بيان كردن و اعراب و نحو ، بيان معانى به وسيله الفاظ است و اعراب كلام ، مصونيت از خطا در اعراب آن است . « 2 »
« اعراب القرآن ، ابانة حروفه و اجادة ترتيله و تحسين حلاوته و عدم اللّحن فيه على الوجه المتلقّى تواترا عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله مع التّفكّر و التدبّر » « 3 » ( اعراب قرآن ، روشن ساختن حروف و
هامش
( 1 ) . براى آگاهى بيشتر پيرامون اين دانش و نگاشتههاى آن نك : ابن نديم ، 37 ، 58 ، 60 ، 65 ، 86 ، 92 ؛ زركشى ، انواع 19 :
شناخت تصريف ، 20 : شناخت احكام كلمات به صورت افراد و تركيب ( اعراب قرآن ) ، 1 / 401 - 418 ؛ سيوطى ، الاتقان ، انواع 40 : شناخت ادواتى كه مفسر به آنها نياز دارد ، 41 : شناخت اعراب قرآن ، 2 / 166 - 333 ) ؛ طاش كبرى زاده ، علم شناخت اعراب قرآن ، 2 / 380 ؛ حاجى خليفه ، 1 / 121 ؛ بغدادى ، ايضاح ، 1 / 100 ؛ صدر ، فصل اول علم نحو ، 39 - 137 ، صفار ، 19 - 21 ، 105 - 127 ؛ طالقانى ، 1 / 339 - 352 ؛ على شواخ ، 1 / 169 - 196 ؛ قنوجى ، علم شناخت اعراب قرآن ، 2 / 491 .
( 2 ) . ابن منظور ، همانجا .
( 3 ) . جرمى ، 39 - 40 .