و بدون نقطه جدا مىكند مانند نقطه جيم و خاء كه آن را از حاء متمايز مىسازد « 1 » .
« فواصل » جمع فاصله و آن كلمهاى است كه در آخر هر آيه قرار دارد ، همانند سجع در نثر و قافيه در بيت شعر « 2 » . با شناخت فواصل ، پايان آيه و آغاز آيه بعد و در نتيجه شماره آيات به دست مىآيد .
« عدّ آي القرآن » شمارش و شماره آيات قرآن است . اين علم بر پايه نقل استوار است و هر روايت ، مذهبى خاص و عددى مخصوص را سامان داده است اين مذاهب و شماره آيات هر يك بدين ترتيب است : عدّ مكّى ، 6210 ؛ عدّ مدنى اوّل و عدّ مدنى ديگر ( اخير ) ، هردو 6214 ؛ عدّ كوفى ، 6236 ؛ عدّ بصرى ، 6204 ؛ عدّ دمشقى ، 6226 يا 6227 و عدّ حمصى ، 6232 آيه « 3 » .
« اجزاء » جمع جزء و آن بخشى از قرآن است . مشهور تقسيم قرآن به سى جزء است . از اين رو هرگاه جزء به طور مطلق به كار رود مراد يكى از سى جزء است . اين معناى جزء به دو حزب و هر حزب به چهار ربع تقسيم شده است « 4 » .
« فواتح » جمع فاتحه و آن كلمات و آيات سرآغاز سورهها است . انواع دهگانه فواتح و تعداد سورههاى هر يك به اين ترتيب است : 1 - حمد و ثناى خداوند ، چهارده سوره ؛ 2 - حروف مقطعه ، 29 سوره ، هر چند جرمى فواتح السور را محدود به اين نوع ساخته است ؛ 3 - نداء ، ده سوره ؛ 4 - جملههاى خبرى ، 23 سوره ؛ 5 - قسم ، پانزده سوره ؛ 6 - شرط ، هفت سوره ؛ 7 - امر ، شش سوره ، 8 - استفهام ، شش سوره ؛ 9 - دعاء ، سه سوره ؛ 10 - تعليل ، يك سوره « 5 » .
« مناسبت » يا « تناسب » دانشى است كه با آن علل چگونگى ترتيب اجزاى قرآن شناخته مىشود ، عللى كه اسرار بلاغى قرآن را در مطابقت معانى با حال مخاطبان ، نشان مىدهد . . . « 6 » يا مناسبت در آيات و مانند آنها ، معنايى است كه ميانشان ارتباط ايجاد مىكند ، اين رابط يا عام است يا خاص ، عقلى است يا حسى و يا تلازم ذهنى مانند سبب و مسبب ، علت و معلول ، نظاير ، اضداد و همانند آنها « 7 » .
اصطلاح « تحريف » در هفت معنى است : 1 - تحريف در دلالت كلام ؛ 2 - ثبت آيه يا سوره
هامش
( 1 ) . همو ، 294 - 295 .
( 2 ) . زركشى ، 1 / 149 ؛ جرمى ، 207 .
( 3 ) . زركشى ، 1 / 347 - 351 ؛ جرمى ، 190 - 192 .
( 4 ) . زركشى ، 1 / 349 ؛ جرمى ، 13 .
( 5 ) . زركشى ، 1 / 253 - 269 ؛ سيوطى ، 3 / 361 - 365 .
( 6 ) . بقاعى ، 1 / 5 .
( 7 ) . سيوطى ، الإتقان ، 3 / 371 .