همچون سايبانى فوق آنان ( اعراف - 171 )
15 . حيات - بازگشت حيات و زندگى به مقتولى كه قتل او مايهء اختلاف شديد مالى بنى اسرائيل شده بود . بقره - 73 ( تفسير نمونه ، ج 12 ، ص 309 و ج 23 ، ص 69 )
تسعة رهط ( ر )
وَ كانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ
( نمل - 48 )
قبايل نهگانه دشمن حضرت صالح پيغمبر كه عبارتند از : رعمى ، رعيم ، هرمى ، هريم ، دأب ، صواب ، رآب ، مسطح ، قدار بن سالف . و آخرى همان كسى است كه شتر حضرت صالح عليه السّلام را پى كرد . ( دائرة المعارف قرآن كريم - الاتقان ، ج 2 ، ص 468 )
تسعة عشر ( ع ش )
عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ
( مدثر - 30 )
نوزده تن فرشتهء عذابى كه بر آتش موكلند .
1 . تسميه ( ت ى )
بسمله را گويند - آيهء بسمله
2 . تسميه
ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ
( يوسف - 40 )
تعبيرى است در مورد شركگرايى اقوام و امم .
مقصود اين است كه بر شىء يا شخص اسم إله و معبود گذاشته و پرستيده شود . تسميه و نامگذارى هنگامى ارزشمند است كه حكايت از مصداقى واقعى و مدلولى عينى داشته باشد ( مكتب اسلام ، ش 421 ، ص 49 و 50 )
تسنيم ( ت )
وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ
( مطففّين - 27 و 28 )
از اين آيات استفاده مىشود كه تسنيم برترين شراب طهور بهشتى است كه مقربان آن را بهطور خالص مىنوشند ( تفسير نمونه )
تسهيل ( ت )
در اصطلاح تجويد ( قرآن ) هرگاه دو همزه در يك كلمه نزديك هم باشند ( اولى مفتوح و دومى ساكن ) براى سهولت دومى قلب به الف مىشود . هرگاه همزهء استفهام و همزهء وصل در يك كلمه باشند همزهء وصل جهت تخفيف قلب شده با تسهيل خوانده مىشود . ( روح البيان ، ص 88 )
تشبيهات قرآن
قرآن مشحون از انواع تشبيهات و تمثيلات بليغ بوده و با اين تشبيهات معانى و مفاهيم آيات الهى جلوه و جذّابيتى خاص پيدا مىكند و تأثيرى عميق در روان آدمى به جاى مىگذارد . يكى از مقاصد مهم تشبيهات قرآنى توجيه و توضيح امور معنوى است به كمك صورتهاى تجسمى . مثلا قرآن در قالب مثال حال مشركين را به عنكبوت تشبيه مىكند درحالى كه خانهء عنكبوت ناپايدار و سست و بىدوامترين خانه است .
( سيرى در قرآن ، ص 125 )
تصحيف ( ت )
اشتباه در قرائت قرآن كه در حروف مشابه پيش مىآيد مثل اينكه « ج » كه بىنقطه است « خ » خوانده شود ( آنچه از قرآن بايد بدانيم ، ص 79 )
تصديه ( ت ى ) -
مكاء
تطريب ( ت )
- تلحين ( 3 )