ترقيص ( ت )
- تلحين ( 2 )
ترقيق ( ت )
در اصطلاح تجويد عبارت است از نازك ( سبك ) و رقيق تلفظ ( و ادا ) كردن حرف است به طورى كه دهان از صداى آن پر نمىشود . ( فروغ قرآن ، ص 71 - حلية القرآن ، ص 63 )
تساول
- سورهء تساول
تسبيح ( ت )
تُسَبِّحُ لَهُ السَّماواتُ السَّبْعُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً
( بنى اسرائيل - 44 )
سُبْحانَ اللَّهِ
گفتن و منزه شمردن خدا از هرگونه عيب و نقص . قرآن مجيد صراحت دارد از اينكه همه موجودات عالم خدا را تسبيح و حمد مىگويند . تنزيه حضرت احديت از صفات امكانيه و افعال قبيحه ، و حمد و تمجيد اوست به صفات كماليه و افعال حسنه ، و تقديس و طهارت اوست از عيوب و نواقص ( اطيب البيان ، ص 498 - تفسير نمونه ج 27 ، ص 399 - مجله دانستنىها 1 / 2 / 60 ص 51 - و . . . )
تسديس قرائت
منظور اين است كه كتابى دربارهء قرائت تدوين شود كه فقط شش قرائت ذكر گردد .
( مقدمهاى بر تاريخ قراءات قرآن كريم ، ص 65 )
تسع آيات ( ت ع )
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ
( بنى اسرائيل - 101 )
در قرآن مجيد براى حضرت موسى عليه السّلام معجزات متعددى ذكر شده است ، و اينكه منظور از آيات نهگانه چيست شايد منظور آن معجزاتى است كه در ارتباط با فرعون و فرعونيان ( نه در ارتباط با خود بنى اسرائيل ) صورت گرفته است .
شامل :
1 . عصا - تبديل شدن آن به مار عظيم و بلعيدن ابزار ساحران ( طه - 20 )
2 . يد بيضا - درخشيدن دست حضرت همچون يك منبع نور ( طه - 22 )
3 . طوفان - طوفانهاى كوبنده ( اعراف - 133 )
4 . جراد - ملخ كه به زراعتها و درختان مسلط گشت و آفت كشاورزى آبادشان شد . ( اعراف - 133 )
5 . قمل - نوعى آفت نباتى كه غلات را نابود مىكرد ( اعراف 133 )
6 . ضفادع - قورباغهها كه از رود نيل سر برآوردند و آنقدر توليد مثل كردند كه زندگى آنها را قرين بدبختى و مشكلات نمودند . ( اعراف - 133 )
7 . دم . ابتلاى عمومى به خون دماغ شدن و يا به رنگ خون درآمدن رود نيل كه نه براى شرب قابل استفاده بود و نه براى كشاورزى ( اعراف - 133 )
8 . خشكسالى - ايجاد قحطى
9 . ميوه - كمبود ميوه
و معجزاتى كه در ارتباط با بنى اسرائيل است مثل :
10 . دريا - شكافته شدن دريا به گونهاى كه بنى اسرائيل توانستند از آن بگذرند . ( بقره - 50 )
11 . خوراك - نزول « منّ و سلوى » ( بقره - 57 )
12 . آب - جوشيدن چشمهها از سنگ ( بقره - 60 )
13 . ابر - استفاده از سايهء ابرها كه در حرارت شديد بيابان بهطور معجزهآسايى بر سر آنها قرار مىگرفت ( بقره - 57 )
14 . كوه - جدا شدن قسمتى از كوه و قرار گرفتن