سوگند كه به جهت آزار نسبت به زوجه بود در جاهليت طلاق محسوب مىشد در حالى كه كسى هم نمىتوانست با اين زن ازدواج نمايد . اما اسلام اين ظلم را از بين برد و براى شوهر جهت تعيين تكليف قطعى در اين مورد مهلتى قرار داد . بدين سان اگر مردى ( به يكى از اسماء خدا ) سوگند خورد تا با زن خود ( مطلقا يا زياده از چهار ماه ) نزديكى نكند زوجه بعد از چهار ماه مىتواند براى تعيين تكليف به حاكم شرع مراجعه كند و حاكم شرع شوهر را ميان دو امر طلاق يا نزديكى مخيّر كند و در صورت امتناع شوهر از اين دو كار حاكم شرع او را زندانى مىكند تا يك كدام را اختيار نمايد .
( جامع عباسى - قاموس قرآن - لغات قرآن - دائرة الفرائد ، ج 2 ، ص 737 )
ايلاف قريش
لِإِيلافِ قُرَيْشٍ إِيلافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتاءِ وَ الصَّيْفِ
( قريش - 1 و 2 )
الف . منظور ايجاد الفت ميان قريش با سرزمين مقدس مكه و خانهء كعبه در سفرهاى زمستانه و تابستانه است تا در طول سفر علاقهء خود را به اين سرزمين از دل نبرند يعنى نكند تحت تأثير مزاياى زندگى يمن و شام واقع شوند و مكه را خالى كنند . يا منظور ايجاد الفت ميان قريش و ساير مردم در طول سفرهاى زمستانه و تابستانه است ، چرا كه بعد از داستان ابرهه مردم براى كاروان قريش احترام و اهميت و امنيت قائل بودند و قريش هم نياز به اين امنيت در طول راه داشت . ( تفسير نمونه )
ب . قريش از طريق سفرهاى زمستانى ( رحلة الشتاء ) به يمن و حبشه و از طريق سفرهاى تابستانى ( رحلة الصيف ) به شام و فلسطين و رم كالاهاى تجارى مختلفى ( چون غلات ، روغن زيتون ، چوب ، پارچه و . . . ) وارد مكه مىكرد و اين سفرهاى تجارى در فراوانى و ارزانى كالا در مكه مؤثر واقع شد ( چه قبل از آن مردم مكه و حوالى آن بيشتر به خشكسالى و قحط غلات و گرانى دچار بودند ) بنيانگزار اين سفرها هاشم بن عبد مناف ( توليتدار كعبه ) بود كه از توجه و احترام خاصى برخوردار بود . او با فرستادن هيأتهايى نزد پادشاهان و مسافرتهاى دور و دراز كه در جريان آن از سرزمين دشمنان نيز عبور مىكرد و از آنها پيمان عدم تعرض مىگرفت سفرهاى تابستانى و زمستانى را براى قريش سازمان داد . و گفتهاند كه هاشم از پادشاه شام و عبد شمس از پادشاه حبشه و مطلب از والى يمن و نوفل از پادشاه ايران امان گرفتند و سپس تجار قريش بحمايت اين چهار برادر به سوى اين ممالك سفر كرده تجارت مىنمودند . و هرگاه كسى متعرض احوال قريش مىشد مىگفتند ما ساكنان حرم خداييم ، پس دست از ايشان باز مىداشتند . ( لغتنامه - طرح تحليلى اقتصاد اسلامى ، ص 32 - پيامهاى اقتصادى قرآن ، ص 126 - فرهنگ نفيسى )
ايمان
1 . نام قرآن مجيد ( تاريخ قرآن ، ص 31 )
2 .
وَ مَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ
( بقره - 108 )
فرمودهاند ايمان تصديق خداوند ( شهادت به
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
) و تصديق به رسول خدا ( حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله ) و تصديق به كلام خداوند ( قرآن مجيد ) است و ( همچنين شناختن امام زمان خود )
الف - ايمان مستقر - ايمانى است كه از ادلهء يقينيّه بر مبناى اجتهاد و تحقيق حاصل شود . ايمانى ثابت