تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢

امر ( ا )

ذلِكَ أَمْرُ اللَّهِ أَنْزَلَهُ إِلَيْكُمْ
( طلاق - 5 ) قرآن مجيد ( تاريخ قرآن ، ص 31 - الاتقان ، ج 1 ، ص 183 )

امر به معروف و نهى از منكر

يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ
( لقمان - 17 ) امر به معروف يعنى وادار كردن مردم به انجام كارهاى پسنديده و خوب و مشروع و اطاعت خدا قولا و فعلا . نهى از منكر يعنى منع از كارهاى زشت و معاصى قولا و فعلا و هر دو واجبند عقلا و نقلا بوجوب كفايى با شرايط خاصى كه آمر و ناهى : اولا - خود علم به معروف و منكر داشته باشند . ثانيا - مأمون از ضرر و زيان باشد . ثالثا - طرف هم اصرار بر ارتكاب معاصى داشته باشد . رابعا - امكان تأثير سخن او باشد . خامسا - از راه نصيحت و ملايمت وارد شود تا برسد به اقامهء حدود . ( فرهنگ علوم )

ام القرآن

يا ( - ) سورهء ام القرآن

ام القرى

( ا مّ ل قُ را )
لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى
( انعام - 92 ) مكهء معظمه است ( به معنى مادر و اصل قريه‌ها ) و در جهت اين نام وجوهى گفته‌اند ، چون : 1 . زيارتگاه خداپرستان است ، چرا كه در قلب خود خانه‌اى را جاى داده كه نخستين خانه براى همهء انسان‌هاست . 2 . قبله مسلمين است . 3 . مركز آبادىهاى حجاز است . 4 . در وسط زمين ( نزديك خط استوا ) واقع است . 5 . اولين محل منعقد شده و خشكيده از زمين است . ( در آغاز آفرينش نخستين محلى كه از زير آب بيرون آمد محل بيت الحرام بود و خشكىهاى زمين از آن‌جا گسترش پيدا كرد . و اصل و مبدأ هر سرزمين و ديارى شد ) . 6 . مقام آن نسبت به قراء و شهرهاى ديگر بلندتر است ( از لحاظ قداست مهم‌ترين شهر روى زمين است ) . 7 . داراى مركزيت است ( قاموس قرآن - دائرة الفرائد - تاريخ مكه ، ص 16 - ميقات حج ، ش 4 ، ص 137 به بعد )

ام الكتاب

( ك ) 1 . يا ( - ) سورهء ام الكتاب 2 .
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ
( آل عمران - 7 ) آيات محكمه و واضح الدلاله از آن جهت ام الكتاب ناميده شده‌اند كه ريشه و پايهء كتابند و آيات متشابه با برگرداندن به آنها روشن مىشوند . ( قاموس قرآن ) 3 .
وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ
( زخرف - 4 ) به لوح محفوظ تفسير شده كه قرآن و همهء كتب آسمانى از آن گرفته شده است . ( معارف و معاريف )

امنّ يحيب

( ا مَّ ىُ )
« أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ »
( نمل - 62 ) آيا آن‌كه پريشان درمانده را هنگامى كه بخواندش اجابت كند و بدى را بر طرف سازد . و درمانده‌ترين كسى است كه گنهكار باشد و از خدا طلب مغفرت كند . آدم ترسيده‌اى كه طلب ايمنى كند ، بيمارى كه
فرهنگ اصطلاحات قرآنى ( فارسى ) — صفحة 62 | محمد يوسف حريرى