گذرى بر قرآن ، ص 149 )
نفخهء صعق ( ن خ ء - ص ع )
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
( زمر - 68 )
- نفخه صور ( 2 )
نفخهء صور ( ص )
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً
( كهف - 99 )
صور چيزى است شبيه شاخ و گفتهاند كه اسرافيل در آن مىدمد و از دو يا سه نفخه ياد شده است :
1 . نفخهء فزع - دميدنى كه موجب ترس مردم مىشود . آسمان و زمين شكافته مىشوند و ستارگان فرو مىريزند و آفتاب و ماه مىگيرند .
2 . نفخهء صعق - يا نفخهء مرگ . دميدنى است در صور كه موجب مرگ همهء خلايق مىگردد و پايان عمر اين جهان است ( و مشهور ميان علماى اسلام ) آن است كه نفخهء فزع و نفخهء صعق يكى است و گفتهاند فزع و وحشت مقدمهاى است براى مرگ جهانيان و در اخبار معتبره نيز بيش از دو مرگ و احياء ذكر نشده است ) .
3 . نفخهء احياء - يا نفخهء بعث يا نفخهء قيام . دميدنى است در صور كه موجب زنده شدن همهء خلايق در آخرت ( قيامت ) مىگردد .
در كيفيت نفخ صور و اينكه اسرافيل مىدمد و كيفيت نفخ ارواح در ابدان و اخراج آنها از قالبها در اخبار بياناتى شده ولى چون اخبارش قطعى الصدور نيست نمىشود پايهء اعتقاد را بر آنها استوار كرد و همين مقدار بايد به اعتقاد اجمالى به نفخ صور معتقد بود و تفصيلش را به اهل آن موكول نمود . ( كلم الطيب ، ص 670 - مجمع البيان ، ج 8 ، ص 148 - منهج الصادقين ، ج 7 ، ص 61 و 62 و ج 3 ، ص 397 و ج 8 ، ص 119 و ج 5 ، ص 161 - تفسير نمونه ، ج 19 ، ص 537 )
نفخهء فزع ( ف ز )
وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
( نمل - 87 )
- نفخهء صور ( 1 )
نفس ( ن )
در چند معنى به كار رفته است ، از جمله :
1 . روح -
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها
( زمر - 42 )
2 . ذات و شخص -
وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً
( بقره - 48 )
3 . قلوب و باطن -
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً
( اعراف - 205 ) ( قاموس قرآن )
نفس اماره ( ا م ر )
إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي
( يوسف - 53 )
مىشود منظور تمايلات نفسانى و خواهشهاى وجود انسان و غرايز او باشد . گفتهاند نفسى است كه انسان را به بدى و انحراف و بدكارى امر مىكند و پايينترين درجات براى انسان است ( قاموس قرآن - و . . . )
نفس لوامه ( ل وّ م )
وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ
( قيامه - 2 )
ظاهرا وجدان و درك آدمى مراد است و گفتهاند نفس ملامتگر است . وجدان اخلاقى كه انسان را هنگام اعمال خلاف ملامت مىكند و به جبران و تجديدنظر وا مىدارد . روحى است بيدار و نسبتا آگاه هرچند در برابر گناه مصونيت نيافته گاه لغزش پيدا مىكند اما كمى بعد بيدار مىشود و توبه مىكند .