نسى ( ن سى )
إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ
( توبه - 37 )
1 . به معنى تأخير به نقلى عبارت از آن بود كه چون عرب در ماههاى حرام ( ذى قعده و ذى حجه و محرم و رجب ) كه سه ماه پشت سر هم به علت تحريم جنگ و غارت دچار مضيقه مالى مىشد لذا ماههاى حرام را جابهجايى مىكردند ( به اين نحو كه حرام بودن ماه محرم را به ماه صفر واگذار مىنمودند ) تا فرصتى براى جنگ و كسب غنايم جنگى پيدا شود .
2 . به معنى افزودن به نقلى عبارت از آن بود كه عربهاى جاهلى چون مىخواستند حج را در هواى مناسب انجام دهند . از آنجا كه حج بايد در ماه ذى حجه انجام مىگرفت گاهى ذى حجه به فصل گرماى طاقتفرساى مكه مىافتاد ( و لذا هم حجگزاران در زحمت بودند و هم محصولاتى چون ميوه و پوست در بازار نبود ، و لذا مبادلات تجارى به نحو مطلوب صورت نمىگرفت ) اين بود كه با عمل نسىء كارى مىكردند و كه موسم حج در يك فصل معتدل باشد ( تا بتوانند با عرضهء محصولات بازار پر رونقى داشته باشند ) . طبق اين نظر نسىء ( فقط تأخير يك ماه حرام به ماه ديگر نبود بلكه ) نوعى كبيسه كردن و تطبيق سالهاى قمرى به سالهاى شمسى بود ( به خاطر حج ) به اين نحو كه با توجه به اختلاف ده روز بين سالهاى قمرى و شمسى كه در هر سه سال يك ماه تفاوت مىكرد سال سوم را يك ماه زياد كرده و آن را سيزده ماه مىگرفتند ، و روى اين حساب مبدأ سال سوم اول ماه صفر مىشد ولى آن را ماه محرم مىناميدند و لذا حج اين سال را قهرا در ماه محرم حقيقى انجام مىدادند ، و با گذشتن دو سال حج در ماه صفر قرار مىگرفت و همچنين تا يك دور تمام بگردد . اين كار توسط متصديان ويژهاى صورت مىگرفت كه به آنها قلامسه مىگفتند . و گويند اولين كسى كه ماهها را براى عرب نسىء كرد قلمّس نام داشت .
( ميقات حج ، ش 3 ، ص 118 الى 125 - و . . . )
نسيّا منسيّا ( ن م )
قالَتْ يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا
( مريم - 23 )
- در محاورهء فارسى به معنى از ياد رفته و فراموش گردانده شده است و منشأ قرآنى دارد .
( بينات - ش 1 - ص 37 )
نشأة الاخرى ( ن ء ة - ا را )
وَ أَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرى
( نجم - 47 )
و نشأة اخرى چيزى جز رستاخيز نيست .
( تفسير نمونه )
نشأة الاولى ( الا )
وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولى
( واقعه - 62 )
خلقت اولى . خلقت در دنيا ( قاموس قرآن )
خلقت و پديد آمدن نخستين . مراد دنياست چون كه خداى تعالى آن را از عدم بوجود آورده و ظاهر ساخته است ( فرهنگ لغات قرآن ، ج 2 ، ص 564 )
نشور ( ن )
فَأَحْيَيْنا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها كَذلِكَ النُّشُورُ
( فاطر - 9 )
نشور به معنى حشر . بازگشت . برانگيختن خداى تعالى مردگان را از گورها . زنده شدن مردگان در روز قيامت ( فرهنگ عميد - لغات قرآن )
نشور ( ن )
شرعا به معنى خروج از طاعت يعنى بيرون رفتن يكى از زوجين از دايرهء فرمان و