قرآن است و اصطلاحا يعنى امرى يا چيزى خوب است و همراه چيز يا امر خوب يا خوبتر ديگر است ( كشف المطالب ، ص 13 - قرآنپژوهى ، ص 802 )
نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ
( نور - 35 )
روشنايى آسمانها و زمين . خدايى كه خلقت آسمانها و زمين روشنگر خلاقيت اوست . نور از اسماى ذات الهى است ( نامها و صفتهاى خداى رحيم ، ص 90 و 151 )
نوشتافزار قرآن
در احاديث مربوط به نگارش قرآن در زمان پيامبر نوشت افزارهاى مورد استفادهء كتّاب و نويسندگان وحى عبارت بودهاند از :
1 . ادم - جمع اديم پوست آماده شده براى نوشتن .
2 . قراطيس - جمع قرطاس كه به معنى كاغذ است .
3 . حرير - پارچه كه گاهى قرآن را بر روى آن مىنوشتند .
4 . لخاف - جمع لخفه به معنى سنگهاى سفيد نازك و ظريف مىباشد .
5 . اقتاب - جمع قتب . چوبهايى بود كه بر اشتران مىنهادند تا بر آنها سوار شوند .
6 . رقاع - جمع رقعه . به معناى تكههاى پوست حيوانات . برگ كاغذ يا درخت و گياه .
7 . عسب - جمع عسيب بمعنى جريد و چوبهء نخل است كه برگهاى آن را مىكندند و در قسمت پهناى آن قرآن را مىنوشتند .
8 . اكتاف - جمع كتف به معنى استخوان شانه .
معمولا استخوان شانهء شتر و يا گوسفند را پس از خشك شدن به صورتى آماده مىساختند كه بتوانند روى آن بنويسند .
9 . اضلاع - استخوانهاى صاف دنده ( مخصوصا استخوانهاى دنده شتر كه درشت و پهن است ) .
10 . جرائد النخل - شاخههاى نخل . به همان معناى عسب است .
11 . صحف - برگها . ورقهايى كه بر آن نوشته مىشود .
12 . قضم ( قضيم ) - پوست سفيد رنگ .
13 . كرانيف - بيخ شاخهء خرما كه پس از بريدن بر درخت بماند .
14 . لوح - صفحهء پهن از چوب يا هرچه كه بر آن نويسند . ( پژوهشى در تاريخ قرآن كريم ، ص 30 - بينات ، ش 9 ، ص 89 الى 92 )
نون
نام سورهاى است در قرآن مجيد - سورهء قلم
نون و القلم
- سورهء ن و القلم
نوى ( ن )
قرآن مجيد را گويند ( فرهنگ نفيسى - عميد - لغتنامه )
نويسندگان وحى
يا ( - ) كتّاب وحى
نهارى
- سورهء نهارى