كعبه ( ك ب )
( جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ
( مائده - 97 )
شهرت مقدسترين عبادتگاه اسلامى است كه در شهر مكه در وسط مسجد الحرام واقع است و مسلمين به سوى آن نماز مىخوانند و زيارت آن با آداب مخصوصى بر هر مسلمان به شرط استطاعت در مدت عمر يك بار واجب است . كعبه نخستين خانهاى است كه براى عبادت مردم ساخته شد و بناى آن به موجب احاديث به ملائكه و حضرت آدم ابو البشر عليه السّلام نسبت داده مىشود . به موجب روايت پس از طوفان نوح آثار كعبه محو مىشود تا آنكه به امر خداوند حضرت ابراهيم عليه السّلام خانه كعبه را بكمك فرزندش اسماعيل عليه السّلام بنا نمود و بدين ترتيب كعبه مركز عبادت خداى يگانه شد ، ولى پس از گذشت قرنها به دست اعراب جاهل مركز بت و بتپرستى شد تا آنكه با ظهور اسلام و فتح مكه در سال هشتم هجرى بتهاى كعبه به امر رسول اللّه و بدست حضرت امير در هم شكسته شد و بار ديگر كعبه مركز پرستش خداى يگانه گرديد .
كعبه به علت آسيبهايى كه در طول قرون ديد چند بار تجديد بنا شد . در جهت نام كعبه به اختلاف گفتهاند چون از بناهاى ديگر جدا افتاده يا چون در وسط زمين است و يا چون به شكل چهار گوش مىباشد از كعبه در قرآن با عناوين بيت الحرام و بيت العتيق ياد شده است .
كفار ( ك فّ )
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ
( بقره - 161 )
جمع ( - ) كافر
كفاره ( ك فّ ر )
ذلِكَ كَفَّارَةُ أَيْمانِكُمْ إِذا حَلَفْتُمْ
( مائده - 89 )
از كفر است بمعنى پوشش و با كفاره ؛ امرى پوشيده مىشود و مراد آن است كه گناه را به احسن وجه مىپوشاند . كفاره نوعى كيفر است كه نسبت به مال يا بدن مجرم اجرا مىشود از قربانى و صدقه و روزه . مثلا در شكستن سوگند و خوردن روزه و صيد در حرم و ظهار و حلق رأس و قتل و . . . عملى بدل آنها انجام داده مىشود براى دفع و رفع آثار گناهى كه انجام شده است .
كفر ( ك )
الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً
( توبه - 97 )
به معنى پوشيدن حقيقت عبارت است از انكار توحيد ( وحدانيت خدا ) يا نبوت حضرت ختمى مرتبت يا يكى از ضروريات قطعى دين اسلام .
حالت شخص فاقد دين اسلام .
كفر برائت ( ب ء )
إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ
( ممتحنه - 4 )
به روايتى از امام صادق عليه السّلام كفر برائت يعنى بيزارى جستن از عمل كسى ( اطيب البيان ، ص 262 )
كلاله ( ك ل )
يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ
( نساء - 176 )
آن است كه نسبت اصلى ( پدر و مادر و فرزند ) را احاطه كرده است و نامى است براى برادر و خواهران كه در اطراف ميت قرار دارند و او را احاطه كردهاند و وصف وارث است . ( قاموس قرآن )
كلام ( ك )
حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ
( توبه - 6 )
از اسامى قرآن مجيد و مشتق از كلم به معنى تأثير