ظاهرا مراد از كتاب مكنون ام الكتاب است كه قرآن از آن نازل گرديده
« وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ »
زخرف 4 ( قاموس قرآن ، ذيل كنن )
كتاب منزل ( م ز )
كتابى كه خداوند بر انبيا ، نازل فرموده است .
كتاب منير ( م )
« . . . وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ »
( حج - 8 )
وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْكِتابِ الْمُنِيرِ
( فاطر - 25 )
كتاب آسمانى مانند تورات و انجيل و قرآن ( تفسير نمونه )
كتاب ناطق ( ط )
1 .
هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ
( جاثيه - 9 )
تعبيرى از قرآن ( اطيب البيان ، ص 9 )
2 . حضرت امير ( عليه السلام ) است به فرموده خودش : انا الكتاب الناطق . ( بينات - ش 28 - ص 5 )
كتاب وحى ( ك تّ )
عنوان نويسندگانى است كه در زمان حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله مأمور نوشتن آيات و سور قرآن مجيد بودند كه بر آن حضرت نازل مىشد . در تعداد كاتبان وحى اختلاف كردهاند به طورى كه 4 و 5 و 6 و 7 و تا 43 و 45 نفر هم گفتهاند كه معروفترين آنها را چنين معرفى نمودهاند :
حضرت على امير المؤمنين عليه السّلام . عبد اللّه ابن مسعود .
زيد بن ثابت . ابى بن كعب . معاذ بن جبل . ابو درداء - سعد بن عبيد . عبيد بن معاويه . و از اين ميان عمدهترين كاتبان وحى على عليه السّلام و زيد بن ثابت و ابى بن كعب به شمار آمدهاند كه بيشتر از همه ملازمت حضور نوشتن قرآن را داشتهاند . و حضرت امير على عليه السّلام اولين كسى بود كه در مكه عهدهدار كتابت مخصوصا كتابت وحى شد و تا آخرين روز حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به اين كار ادامه داد ، و حضرت نيز اصرار فراوان داشت تا وى آنچه را نازل مىشود نوشته و ثبت نمايد . و ابى بن كعب اولين كسى بود كه در مدينه عهدهدار كتابت وحى گرديد . و بنابراين دلايل زياد غالب نويسندگانى كه عنوان كاتب وحى را گرفتهاند ( از قبيل ابو سفيان و معاويه ) اين عنوان را به حق در تاريخ نگرفتهاند چرا كه گاه كاتبان خدمت رسول ( نويسندگان نامهء پادشاهان و قبالهها و صدقات و زكات ) را نيز كاتب وحى دانستهاند و محققان معتقدند كه معاويه نامهها و محاسبات را مىنوشت ( تاريخ قرآن ، معرفت ، ص 27 و 28 - پژوهشى پيرامون آخرين كتاب الهى ، ج 1 ، ص 40 و 67 - و . . . )
كتابه ( ك ب )
آياتى از قرآن كه در روى علم نويسند .
( فرهنگ فارسى )
كتابهاى قرآنى
قرآن ، انجيل ، تورات ، زبور ، صحف .
رجوع فرمائيد به عناوين مربوطه .
كذب الدلال ( ك ب دّ )
از تلميحات قرآنى است .
خداى متعال از قول ابليس به آدم عليه السّلام ذكر مىكند :
« آيا تو را به درخت جاودانگى و ملكى زوالناپذير راه بنمايم » ( طه - 120 ) و مىدانيم كه اين راهنمائى خبرى دروغ بوده و در زبان عربى مثالى است كه مىگويند دلال جز با دروغ كارش پيش نمىرود و يا اينكه هر فردى سرمايهاى دارد و سرمايه دلال دروغ است ، بدين جهت ابليس با دروغ خود در رديف اولين دلالان قرار گرفت . ( بينات - ش 6 - ص 86 و 87 )