آشكارا با بيان خوش سخن گويم ز پيمان * در خور اين داعيه راز نهان از نو نويسم
دل گدازم در ره تجليل دين و عشق و ايمان * از حماسه خاطراتى بر جهان از نو نويسم
از ضمان « 1 » بهر زمان آئينه گيرم صاف و روشن * نقطهء عطفى بلوح آرمان از نو نويسم
حافظان عهد را اجر وفادارى ندانم * جز كه ايشانرا پيام امتنان از نو نويسم
در بيانت ( ناهيا ) شيرين زبانى آشكار است * خواستم ديباچهاى بر اين بيان از نو نويسم
پايان خطبهء 8
هامش
( 1 ) ضمانت كردن