خطبهء 9
از خطبههاى آن حضرت مىباشد ( كه در آن طلحه و زبير و همراهانشانرا در جنگ جمل توبيخ مىنمايد و قد ارعدوا و ابرقوا . . . ايشان مانند رعد و برق جوش و خروش كردند و شعار دادند . امّا . . .
شعار در واقع هموار كردن راه براى پياده كردن مقصودى است و اگر مقصود در كار نيست شعار اعتبارى ندارد و جوش و خروش بيفايده مىباشد .
( 1 ) همچو رعد آسمانى صيحه كردند آشكار * مثل برق سرخ و رخشان زهره « 1 » بردند آشكار
با فريب و لاف گوئى فتنهها انگيختند * تا كه طرح و نقشهء جنگ جمل را ريختند
با چنين جوش و خروش و ازدحام بىامان * باز روز معركه بودند زار و ناتوان
ليك ما تيغ نكشيم و دشمن نكشيم جار و جنجال نيندازيم و به جوش و خروش نپردازيم .
( 2 ) ليك ما هرگز نيندازيم غوغا تا عمل * ( گفتههاى ما هماره هست مقرون با عمل )
( آنچنان كه تا نبارد ابر رحمت بر زمين * در مسيلى سيل جارى مىنگردد در زمين )
سيل جارى نيست از ما تا نباريم همچو ابر * ( با تن و اندام ما ملموس باشد رخت صبر )
( فتح و پيروزى نصيب كس نگردد تا مگر * در عمل دارد بسى پاى توانا ، دست تر )
نيم كردار از دو صد گفتار خالى بهتر است * در صداقت ( ناهيا ) قول تو قول آخر است
هامش
( 1 ) زهره كيسه زرداب يا صفرا