تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢

خطبهء 9

از خطبه‌هاى آن حضرت مىباشد ( كه در آن طلحه و زبير و همراهانشانرا در جنگ جمل توبيخ مىنمايد و قد ارعدوا و ابرقوا . . . ايشان مانند رعد و برق جوش و خروش كردند و شعار دادند . امّا . . . شعار در واقع هموار كردن راه براى پياده كردن مقصودى است و اگر مقصود در كار نيست شعار اعتبارى ندارد و جوش و خروش بيفايده مىباشد .
( 1 ) همچو رعد آسمانى صيحه كردند آشكار * مثل برق سرخ و رخشان زهره « 1 » بردند آشكار با فريب و لاف گوئى فتنه‌ها انگيختند * تا كه طرح و نقشهء جنگ جمل را ريختند با چنين جوش و خروش و ازدحام بىامان * باز روز معركه بودند زار و ناتوان
ليك ما تيغ نكشيم و دشمن نكشيم جار و جنجال نيندازيم و به جوش و خروش نپردازيم .
( 2 ) ليك ما هرگز نيندازيم غوغا تا عمل * ( گفته‌هاى ما هماره هست مقرون با عمل ) ( آنچنان كه تا نبارد ابر رحمت بر زمين * در مسيلى سيل جارى مىنگردد در زمين ) سيل جارى نيست از ما تا نباريم همچو ابر * ( با تن و اندام ما ملموس باشد رخت صبر ) ( فتح و پيروزى نصيب كس نگردد تا مگر * در عمل دارد بسى پاى توانا ، دست تر ) نيم كردار از دو صد گفتار خالى بهتر است * در صداقت ( ناهيا ) قول تو قول آخر است
هامش
( 1 ) زهره كيسه زرداب يا صفرا