تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 600

مساهمون:

ص٦٠٠

خطبهء 167 از فرمايشات آن حضرت بعد از آنكه با آن بزرگوار بخلافت بيعت كردند

( طلحه و زبير نقض بيعت كردند و فتنه و آشوب بر پا نمودند ) گروهى از اصحاب ، به آن حضرت گفتند كاش كسانى را كه در كشتن عثمان اجتماع كردند كيفر مىدادى . پس آن حضرت فرمود . يا اخوتاه اى برادران و همكيشان .
( 1 ) من به چيزى كه شما دانيد جاهل نيستم * بر مسائل آن چنان كه هست كاهل نيستم از كجا باشد مرا زور و توان و اهتمام * گيرمى از عاملان قتل عثمان انتقام حال آنكه جملگى در قدرت خود باقيند * ( جمع گشته از ديار مصر و كوفه حزب چند ) ( 2 ) از غلامان شما بردند يار و پشتبان * متّحد گشتند با آنها گروهى از ميان در همين شهرند باقى و نهانى نيستند * غير از اين مجموع از مجموع ثانى نيستند گر بيابند از همين نجوا و تصميم آگهى * در اذيت نيست در ايشان قصور و كوتهى گر توان داريد و ياراى دفاع حقّ خويش * ( پس بگيريد از طريق عزم ، راهى چند پيش ) ( 3 ) بر شما از من چنين درخواست امرى باطل است * گو شما را ريشه‌اى از جاهليّت در دل است قوم حاضر از جهات مال و امكان برترند * در زمان اضطرارى صاحبان ياورند مردمان در امر خونخواهى به چندين دسته‌اند * فرقه‌اى در امر حاضر بر شما دل بسته‌اند چونكه اين فرقه بخونخواهى عثمان قائلند * فرقهء دوّم عليه امر حاضر مايلند فرقهء سوّم نه از اين دسته هستند و نه زان * بهرشان رأى طرفدارى نباشد در ميان
( چون در چنين برهه انتقام از قتلهء عثمان موجب فساد مىشود كه اهميّت آن از قتل عثمان هم بيشتر مىباشد لذا فرمود )