تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
يا اسيرى را رها سازد ز قيد و بند جهل * مشكل درماندگانرا بر گشايد روى سهل حق را گرد آورد از كنج و لاى هر ديار * همچنان با تودهء باطل نمايد كارزار حقّ و باطل را كند از هم جدا و منفرد * آنچنانكه محو گردد باطل و حق متحد طرح اصلاحش بدور از مردم است و از نظر * ديدگان امّا نمىبينند از او يك اثر ( جز كسى كه در صلاح اوست فضل ايزدى * بهر او جاريست فيض پايدار سرمدى )
( آن رجال پارسا را مادران رد گهوارهء عشق پروريده و روزگار خلعت سعادت بر آنها بريده )
( 4 ) پس گروهى صيقلى شد در دل اين فتنه‌ها * ( ضمن اينكه بر طرف كردند از دين فتنه‌ها ) صيقلى گشتند در قمقام فتنه بىامان * همچو شمشيرى كه صيقل داشته آهنگران دين‌شان از نور قرآن استضائت « 1 » كرده است * گوششان بر نوحهء تفسير عادت كرده است ( يا بدين معنى كه در قرآن تأمّل مىكنند * آنچه آموزند خود در آن تعقّل مىكنند ) جام حكمت سركشند هر شامگاه و هر سحر * علم ايشان با عمل بر آن گواه معتبر
و طال الامد بهم ليستكملوا الخزى . . . معصيت زمان جاهليّت به طول انجاميد تا عذاب و كيفر و رسوائى را در مورد خودشان كامل نمايند . اين قسمت خطبه دربارهء زمان جاهليّت و اصحاب پيغمبر و پيش از پيدايش دين مقدّس اسلام كه ضلالت در دنيا حاكم بود
( 5 ) جاهليّت را دراز آمد زمان جاهلى * تا رسانند اين فضاحت را به اوج كاملى ( آيه‌اى در آل عمران يكصد و هفتاد و هشت * ( انّما نملى لهم ) بر كيفر ايشان گذشت ) وارد آمد بهر ايشان وضع سخت روزگار * تا كه مدّت سر رسيد و محور افتاد از قرار تا گروهى بين ايشان از سران حكمران * بر تباهى ميل كردند و تبانى ضمن آن
هامش
( 1 ) طلب نور كردن
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 535 | خطب الإمام علي ( ع ) / علمدارى