خطبهء 96
از سخنان آنحضرت ( در اينكه ستمگر بالاخره كيفر خواهد ديد و خدا از او بازخواست خواهد نمود و سپس لشكر خود را در سهل انگارى در جنگ با معاويه سرزنش مىفرمايد . )
( 1 ) گر خدا مهلت به ظالم داد هرگز نگذرد * از مجازات وى آنجا كه به كيفر مىبرد
قاهرانه بين راه او نشسته در كمين * در گلوگاهى كه راهى نيست ، گيرد آستين
گو بمرصاد است او را بهر اخذ انتقام * ( آنگهى كه سرنگون افتاد بر خاك از مقام )
( 2 ) با خبر باشيد و اللّهى سپاه شاميان * بر شما پيروز خواهد گشت روزى بىامان
نى از اين بابت كه اولايند بر حقّ از شما * يا سلحشورند و شجعان ، در زمان التقاء
بلكه فرمان در ازاء امر باطل بردن است * از امير خود معاويّه اطاعت كردن است
در شما هم سستى و فرط لجاجت با من است * ( پس شما را پايهء ايمان ز بنيان اوهن است )
( رمز ايشان در تفوّق طاعت است و اتّفاق * رمزتان در انهزام امّا نباشد جز نفاق )
( 3 ) اى بسا ملّت كه شب را مىرساند بر سحر * حال آنكه قلبشان از شرّ سلطان در حذر
ليك من شب را سحر دارم به چندين بيم و باك * و از نفاق و ظلم و عصيان رعيّت خوفناك
چون همى ترسم زيزدان و خداى لا شريك * از ستم بيزارم و ايشان زوعظ و پند نيك
با اينكه نصايح دلنشين امام ( ع ) در دل ايشان نفوذ نمىكند و بانگ بيدارى آن جناب ايشان را از خواب غفلت بيدار نمىكند . باز مىخواهد بانواى خير خواهى و بالحن دلپسند مواعظ بالغه ، ايشانرا بماهيّت خلقت بباوراند لذا با معجونى از نصيحت و مذمّت چنين مىفرمايد .
( 4 ) بر جهاد دشمنان خواندم كه از آن سر زديد * از نصيحتهاى انسان ساز و شايان سر زديد