گام برداريد در صدق و طريق كردگار * تا مگر باشيد در سلك رجال رستگار
بر حساب خو ببايستى نمودن وارسى * قبل از آنكه روز حشر و نشر گردد بررسى
رهروان راه حق باشيد و در آن پيشگام * ( اعملوا توبوا اليه ) با كمال اهتمام
لحظههاى زندگانى را غنيمت بشمريد * وقت را بيهوده بر باد بطالت نسپريد
تا نبسته بر شما راه گلو را دست مرگ * آستين بالا زنيد از بهر كسب زاد و برگ
از خدا فرمان بريد از ديدگاه انقياد * تا تجلّى يابد آثار حمائد در معاد
با كمال ميل و رغبت از خدا فرمان بريد * ( آنچنانكه مىبرد فرمان ، غلام زر خريد )
قبل از اينكه بر خورد دود خشونت بر عيون * در كشند از آستان خانه بر گور اندرون
بدانيد هر كسى در هويّت « 1 » خود بهتر نينديشد و در ماهيّت خود تعقّل و تعمّق ننمايد ، تا اينكه از خود براى خود مانعى از معاصى و ناصحى بر رستگارى برگزيند ، بدون حمايت خدا هرگز مانع و ناصحى از اغيار ، براى او نمىباشد .
( 7 ) ( هر كسى بر خود نينديشد كه داند بهر كيست * شاخص « 2 » عضويّت او در خلائق هيچ نيست )
گر كسى از خويشتن بر خود ندارد رهنما * نيست از اغيار ، الّا انتظارى نابجا
ور نباشد زاجرى « 3 » از نفس خويش و واعظى * نيست از بيگانگانش زاجرى و حافظى
آن كسى كه از درون بر خود نكرده وعظ و پند * وعظ و پند ديگران او را نباشد سودمند
( در هدايت گر برايش نيست عزمى استوار * بر مراد او نباشد هيچ گامى برقرار )
( در ره اصلاح نفس ، امداد خواهى واجب است * از خداوندى كه لطفش بر هدايت موجب است )
خويش را در خويشتن درياب ( ناهى ) ابتداء * تا مگر پيدا كنى بر خويش راهى ، ابتداء
هامش
( 1 ) صفت جوهرى و شخصيّت
( 2 ) نمودار
( 3 ) منع كننده از گناه