تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
گام برداريد در صدق و طريق كردگار * تا مگر باشيد در سلك رجال رستگار بر حساب خو ببايستى نمودن وارسى * قبل از آنكه روز حشر و نشر گردد بررسى رهروان راه حق باشيد و در آن پيشگام * ( اعملوا توبوا اليه ) با كمال اهتمام لحظه‌هاى زندگانى را غنيمت بشمريد * وقت را بيهوده بر باد بطالت نسپريد تا نبسته بر شما راه گلو را دست مرگ * آستين بالا زنيد از بهر كسب زاد و برگ از خدا فرمان بريد از ديدگاه انقياد * تا تجلّى يابد آثار حمائد در معاد با كمال ميل و رغبت از خدا فرمان بريد * ( آنچنانكه مىبرد فرمان ، غلام زر خريد ) قبل از اينكه بر خورد دود خشونت بر عيون * در كشند از آستان خانه بر گور اندرون
بدانيد هر كسى در هويّت « 1 » خود بهتر نينديشد و در ماهيّت خود تعقّل و تعمّق ننمايد ، تا اينكه از خود براى خود مانعى از معاصى و ناصحى بر رستگارى برگزيند ، بدون حمايت خدا هرگز مانع و ناصحى از اغيار ، براى او نمىباشد .
( 7 ) ( هر كسى بر خود نينديشد كه داند بهر كيست * شاخص « 2 » عضويّت او در خلائق هيچ نيست ) گر كسى از خويشتن بر خود ندارد رهنما * نيست از اغيار ، الّا انتظارى نابجا ور نباشد زاجرى « 3 » از نفس خويش و واعظى * نيست از بيگانگانش زاجرى و حافظى آن كسى كه از درون بر خود نكرده وعظ و پند * وعظ و پند ديگران او را نباشد سودمند ( در هدايت گر برايش نيست عزمى استوار * بر مراد او نباشد هيچ گامى برقرار ) ( در ره اصلاح نفس ، امداد خواهى واجب است * از خداوندى كه لطفش بر هدايت موجب است ) خويش را در خويشتن درياب ( ناهى ) ابتداء * تا مگر پيدا كنى بر خويش راهى ، ابتداء
هامش
( 1 ) صفت جوهرى و شخصيّت ( 2 ) نمودار ( 3 ) منع كننده از گناه