تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
( مىنمايم با زبانم ، ذكر ياد نعمتت * ليك از دل نيستم ، در پيشگاه حضرتت ) ( سخت بيزارم از اين انديشه‌هاى ناروا * از كجا جويم ترا راه تقرّب اى خدا ) ؟ ( 4 ) اى خدا بر من ببخش آنچه شرارت كرده‌ام * گر بكس با ديدهء تحقير اشارت كرده‌ام آنچه بيهوده به اين و آن زبان بگشوده‌ام * آرزوهاى پراكنده ، بدل افزوده‌ام نابجا و ناروا هذيان و عاطل گفته‌ام * جاى گفتار نكو ، اقوال باطل گفته‌ام طرز استغفار را گفتيمت آخر ( ناهيا ) * تا چه باشد از خدا ، امر مقدّر ( ناهيا )
از شاعر
جز تو بر قومى نخواهد بود اميدم اى خدا * چون ترا بر عالمى امّيد ديدم اى خدا تا مرا بر من شناساندى و ديدم كيستم * خويش را از قيد اين و آن رهيدم اى خدا از ضلالتها رهيدم تا كه با توفيق تو * عاقبت راه ترا بر خود گزيدم اى خدا دره تحصيل دنيا دل به رنج انداختم * در چنين سوداگرى چيزى نديدم اى خدا گر بيفتد پاى من در دام شيطان بين راه * بر رهائى از كجا آيد نويدم اى خدا بارالها بر تو استغفار كردم از گناه * تا نمائى در همين مورد اكيدم اى خدا با تو دانستم كه تو پروردگار عالمى * ورنه كى بر اين توانائى رسيدم اى خدا ( ناهيا ) آن كسى كه لطف حقّ او را سايه زد * گفت من خصم ترا گرز حديدم اى خدا
پايان خطبهء 77