تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تدوين القرآن ( تدوين قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
اين حديث و مانند آن ، گوياى آن است كه از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام و اصحاب آنان ، كتابت حديث امرى رايج بود و سنت به عنوان منبع فهم دين به شمار مىرفت و همواره مورد تأييد آنان نيز بوده است .

رفع ممنوعيت تدوين حديث

ممنوعيت نقل حديث ، جز در مواردى خاص و براى افرادى خاص همچنان ادامه داشت و كارگزاران خلفا با شدت هر چه تمامتر به اين دستور عمل مىكردند ، چرا كه منافع آنان چنين ايجاب مىكرد . رجاء بن سلمه مىگويد : « معاويه دستور داده بود فقط رواياتى كه در زمان عمر نقل مىشد ، بيان شود ، زيرا عمر مردم را از نقل روايات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نهى مىكرد و مىترساند . » « 1 » تا آنكه خليفه اموى ، عمر بن عبد العزيز ، به ابو بكر بن محمد بن عمرو بن حزم طى نامه‌اى دستور داد روايات و احاديث رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و عمر بن خطاب جمع آورى و نوشته شود تا اين علوم كهنه و فراموش نشود . محمد بن اسماعيل جعفى بخارى نيز دستور دولت و عمر بن عبد العزيز را پسنديد و احاديث را جمع آورى كرد . وى معتقد است كه عمر هميشه در كنار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود ، اما از سنت عمر نام نبرده است تا مبادا سنت عمر در كنار سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قرار گرفته ، موجب توهّمهايى شود ، به همين دليل خلاف بزرگترى را مرتكب شده است و سنت عمر را به نام سنت نبوى ذكر كرده است . بدين ترتيب ، دوران اختناق به حسب ظاهر به پايان رسيد و دوران جديد ترويج سنت آغاز شد و كتابهايى چون صحيح بخارى تدوين گرديد .
هامش
( 1 ) . ذهبى ، تذكرة الحفاظ ، ج 1