35 - سعد از امام باقر عليه السّلام روايت مىكند كه از آن جناب پرسيدند تفسير آيه شريفه
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً
چيست .
امام عليه السّلام فرمودند : اين مثلى است كه در شيعيان ما جارى مىگردد همان گونه كه براى آنها در اصلاب جريان پيدا مىكند و بعد در ارحام كشت مىشود و بعد از مدت معينى آنها را از ارحام خارج مىسازد و پيمان از آنها مىگيرد .
گروهى از آنها از متقين هستند و جماعتى از شهداء به حساب مىآيند و گروهى دلهاى آنها مورد امتحان قرار مىگيرند ، دستهاى از آنها از علماء هستند و جماعتى از بزرگان بشمار مىروند و پارهاى از آنان از شجاعان بشمار مىآيند .
بعضى پرهيزگار هستند و دستهاى اهل تقوى و فضيلت مىباشند ، گروهى اهل تسليم و رضا بشمار مىروند ، آنها با اين فضيلتها و بزرگواريها رستگار شدند و به رحمت خداوند رسيدند و بر مردم فضيلت پيدا كردند و از خود در ميان مردم نام نيك نهادند .
36 - سليم بن قيس در يك روايتى كه بين على عليه السّلام و اشعث ابن قيس گفتگوهائى شده است نقل مىكند كه اشعث روزى به على عليه السّلام گفتند : به خداوند سوگند اگر مطلب چنين باشد كه شما مىگوئى غير از تو همه مردم هلاك گرديدهاند و فقط خودت و شيعيانت باقى ماندهايد .
امير المؤمنين عليه السّلام در پاسخ او فرمودند : اى فرزند قيس به خداوند سوگند حق با من است همان گونه كه گفتم از امت كسانى هلاك شدند كه اهل نصب و عناد و انكار هستند ، و زورگو و متجاوز و ظالم و ستمگر مىباشند .
اما كسانى كه به توحيد چنگ بزنند و به نبوت محمد و دين اسلام اقرار و اعتراف كنند و از ملت اسلامى خارج نگردند و با ظلم و قهر و غلبه بر ما نتازند و با ما دشمنى نكنند و در خلافت شكى به خود راه ندهند و خلافت را از اهلش نگيرند و براى ما حقى بشناسند و با ما دشمنى ننمايند همه مسلمان مستضعف هستند و اميد است كه خداوند آنها را رحمت كند و يا عذاب نمايد .